من به تو نیاز دارم، برای کامل شدن؛ همان طور که تو مرا کم داری برای تکامل، نیازهایمان که در پرتو همسری برآورده شد، جسم و روحمان آرام می گیرد.

چگونه با همسرم آرامش پیدا کنم؟

چگونه با همسرم آرامش پیدا کنم؟

سکونتی که خداوند آن را هدف ازدواج معرفی می کند چگونه فراهم می شود؟ در پاسخ به این سوال دیدگاه های متفاوتی وجود دارد که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.
1- سکونت در پی کفویت می آید
حرف های هم را می فهمیم... نگاهمان به هم نزدیک است... ما وصله ناجور نیستیم...راز آرامشی که میان ما حکم فرماست، همین تناسب هاست...
برخی از محققین، واژه «تسکنوا» در آیه 21 سوره روم را رسیدن به آرامشی تفسیر کرده اند که حاصل کفویت است. «کفو» و «کفؤ» به معنای هم طراز و هم سنگ بودن در منزلت و ارزش است و در اصطلاح، با هم جور درآمدن معنا می شود.
خداوند در قرآن کریم در آیه 26 سوره نور می فرماید: «زنان خبیث و ناپاک از آنِ مردان خبیث و ناپاک اند و مردان ناپاک به زنان ناپاک تعلق دارند و در نقطه مقابل، زنان پاک به مردان پاک و مردان طیب به زنان طیب و پاک تعلق دارند.
قرآن کریم در آیه دیگری، درباره ویژگی همسران می فرماید: آنان لباس شما هستند و شما لباس آنان هستید.[1] از این رهگذر می توان لباس را نمادی برای کفویت دانست که از آن جهت تناسب با قامت و اندام آدمی، برای زوج، ایجاد آرامش می کند.
بنابراین در این دیدگاه، فلسفه و هدف ازدواج رسیدن به آرامش است و عشق، آرامش، الفت و مصاحبت جز با رعایت همتایی و کفویت در انتخاب همسر به دست نمی آید و «البته کفویتی که به معنای متناسب بودن است، نه اینکه به معنای مثل و شبیه بودن باشد، اما گاهی این تناسب در شبیه بودن است، گاهی هم در هم جهت بودن و گاهی در مکمل بودن.»[2]
البته گرچه کفویت به معنای هماهنگی، هم فکری، تناسب و سنخیت روانی، اخلاقی و جسمی است، بایستی به خاطر داشت هر دختر و پسری که به آغاز زندگی مشترک تصمیم می گیرند، تفاوت های فراوانی دارند که برخی از آن ها مربوط به تفاوت های زن و مرد و برخی دیگر مربوط به تفاوت های اقتصادی و فرهنگی، تربیتی و خانوادگی است و این همان کفویت نداشتن و ناهمانندی آن هاست که گریزی از آن نیست و باید مدیریت شود.

فلسفه و هدف ازدواج رسیدن به آرامش است و عشق، آرامش، الفت و مصاحبت جز با رعایت همتایی و کفویت در انتخاب همسر به دست نمی آید.


2- سکونت در پی رفع نیازها می آید
من به تو نیاز دارم، برای کامل شدن؛ همان طور که تو مرا کم داری برای تکامل، نیازهایمان که در پرتو همسری برآورده شد، جسم و روحمان آرام می گیرد.
گروه دیگری از مفسران و محققان، از جمله مفسر عالیقدر علامه طباطبایی واژه تسکنوا در آیه 21 سوره روم را، آرامش حاصل از رفع نیاز جنسی تفسیر کرده اند. در این دیدگاه، غریزه جنسی عامل اساسی در پیدایش و حتی استمرار و استحکام خانواده است و ارضای این غریزه قدرتمند، در سکونت و آرامش زوج نقش مهمی را ایفا می کند.
سخن خود علامه طباطبایی ایده آل ترین و جامع ترین توضیحی است که می تواند اهمیت و کیفیت نقش این غریزه را در نیل به آرامش، به تصویر بکشد: «آری، هر یک از زن و مرد دستگاه تناسلی دارند که با دستگاه تناسلی دیگری کامل می گردد و از مجموع آن دو، توالد و تناسل صورت می گیرد. پس هر یک از آن دو، فی نفسه ناقص و محتاج به طرف دیگر است و از مجموع آن دو، واحدی تام و تمام درست می شود و به خاطر همین نقص و احتیاج است که هر یک به سوی دیگری حرکت می کند و چون بدان رسید، آرام می شود؛ چون هر ناقصی مشتاق به کمال است و هر محتاجی مایل به زوال حاجت و فقر خویش و این حالت همان شهوتی است که در هر یک از این دو طرف، به ودیعت نهاده شده.»[3]


5b2232e95fef5.jpg

گرچه می توان گفت: فراتر از نیاز جنسی، هر یک از همسران، از لحاظ خصوصیات جسمی، روحی و روانی با یکدیگر متفاوت و در عین حال، به یکدیگر نیازمندند. البته این، نقص یا کمال زوج محسوب نمی شود، بلکه این نیازها، بر اساس تناسب است و باعث کشش و جاذبه بین همسران شده و با ازدواج و تکمیل نیازهای یکدیگر، یک عضو واحد و کامل را تشکیل می دهند و بدین صورت از نظر روانی، ذهنی و اخلاقی به آرامش می رسند.[4

فراتر از نیاز جنسی، هر یک از همسران از لحاظ خصوصیات جسمی، روحی و روانی با یکدیگر متفاوت و در عین حال، به یکدیگر نیازمندند.


3- سکونت در پی انس می آید
به تو خو گرفته ام، تو هم به من دل بسته شده ای... چقدر از اینکه مونسم شده ای، آرامم...
گروهی از محققین و مفسرین مانند مفسر بزرگ، شیخ طبرسی معتقدند که واژه تسکنوا در آیه 21 سوره روم، آرامش حاصل از انس گرفتن و خو گرفتن همسران با هم است. انس در لغت، به معنای آرام شدن و قرار گرفتن قلب در اثر نزدیک شدن به چیزی است.[5] اما آنچه به طور خاص در مانوس بودن و ایجاد انس و الفت بین همسران موثر است، هم جنس بودن است که در این آیه نیز می فرماید: «زوجی از جنس خودتان خلق کردیم و بنابراین دیدگاه، «میان دو چیز از یک جنس، مهربانی و آرامش برقرار است؛ ولی میان دو چیز از دو جنس مختلف، جدایی و دوری وجود دارد.»[6]
همچنین برخی گفته اند: انسان به طور غریزی نیازهایی در خود احساس می کند و قدم در تامین آن ها می گذارد، به اشیاء و افرادی که نیازهای او را تامین می کنند، رنج ها و دردهای او را کاهش می دهند و او را به آرامش می رسانند علاقه مند می شود و با او مأنوس و به او وابسته می شود و معمولا انس و علاقه انسان به زن و فرزند، دوستان و خویشاوندان به همین دلیل است.[7]
در وجهی دیگر، انسان افرادی را که به نحوی در ایجاد کمال او دخالت داشته و در مسیر کمال، او را همراهی می کنند دوست دارد، و به آن ها وابسته می شود و لذا سکونت و آرامش حاصل از مأنوس شدن، تکامل آفرین است؛ زیرا «انس در ازدواج، یگانه عاملی است که سبب خروج از نقص، رذایل، معاصی و اوهام به فعلیت، کمال، فضایل، طاعات، تعقل و هدایت می شود.»[8]



منبع: چند لقمه حرف حلال، نسیم کریمی، حمیده میرزادارانی

------------------------------------------------
پی‌نوشت ‌ها:

[1] پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحه: مجموع سخنان و خطبه های حضرت رسول اکرم، تصحیح و تنظیم عبدالرسول پیمانی و محمدامین شریعتی، نشرخاتم الانبیاء، ح1383،193
[2] بانکی پور فرد، امیرحسین، مطلع مهر، چاپ اول، نشر حدیث راه عشق، ص1386،71
[3] طباطبایی، محمدحسین، تفسیرالمیزان، ترجمه ی محمدباقر موسوی همدانی، نشر دفتر انتشارات اسلامی،ص1363،250.
[4] نوابی نژاد، شکوه،« مشورت و ازدواج»، مجله خانواده مطهر، ش75،ص22، 1393.
[5] فیومی، احمدبن محمد، مصباح المنیر، نشردارالهجره، ص25، 1414.
[6] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر جوامع الجامع، ترجمه حبیب روحانی و همکاران، ج2، نشرآستان قدس رضوی، بنیاد پژوهش های اسلامی، ص256، 1377.
[7] مصباح یزدی، محمدتقی، بر درگاه دوست، تحقیق و نگارش: عباس قاسمیان، نشر موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ص336، 1382.
[8] لطفی آذر، فاطمه، آیین زندگی(1)، همسرداری، نشر پرتو واقعه، ص189، 1386.



مطالب مرتبط