فتح الله پاکروان معروف به مشیر حضور سال ۱۲۹۷ قمری در تبریز به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا کاظم خان، مشیرلشکر و جدش خان مؤتمن و مادرش دختر میرزا تقی‌خان امیرکبیر بودند.

پاکروان قاتل واقعی شهدای گوهرشاد
۲۲ تیر ۱۳۹۷ 29 7.6 KB 1 0

پاکروان قاتل واقعی شهدای گوهرشاد

نوشتاری از:رضا طوسی
یکی از مشهورترین نظامیان عصر پهلوی اول که اغلب تاریخ نویسان از وی با نفرت یاد کرده و می‌کنند، فتح‌الله پاکروان است.او به رغم، ظاهر آرام و به شدت تکنوکراتش به عنوان فردی بسیار سنگدل و بی‌رحم در نزد اهل تاریخ شناخته می‌شود.اوج این سنگدلی را می‌توان در قتل‌عام معترضان به سیاست‌های ضددینی رضاخانی در#مسجد_گوهرشاد مشهد لمس کرد.
از تولد تا ازدواج
فتح الله پاکروان معروف به مشیر حضور سال ۱۲۹۷ قمری در تبریز به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا کاظم خان، مشیرلشکر و جدش خان مؤتمن و مادرش دختر میرزا تقی‌خان امیرکبیر بودند. پاکروان پس از انجام تحصیلات مقدماتی و مطابق معمول زمان برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت و مدرسه نظامی سن سیر پاریس را به اتمام رسانید و به ایران بازگشت. پس از آن در سال ۱۲۸۰ شمسی به خدمت وزارت امور خارجه درآمد و پس از چندی ژنرال قنسول ازمیر شد.در آنجا با امینه دختر حسن‌خان مظاهر ازدواج کرد.
دوران دنیا گردی
پاکروان، پس از انتخاب وثوق الدوله به عضویت در هیات دولت وقت از طرف نمایندگان مجلس دوم شورای ملی به عضویت در این مجلس برگزیده شد. او سپس وابسته نظامی ایران در آنکارا و بعد روسیه تزاری شد. پس از آن به ترتیب ژنرال قنسول استانبول و کاردار مصر و بعد جده بود. سال ۱۳۰۱ وزیر مختار ایران در مصر شد. پس از آن به تهران آمد و به ترتیب مدیر کل، معاون و کفیل وزارت امور خارجه شد. اواخر سال 1308 وزیرمختار ایران در اتریش و ایتالیا شد. سال 1310 نیز به سمت سفیرکبیر ایران در اتحاد جماهیر شوروى تعیین گردید و همزمان سفیر در لتونى و استونى نیز بود.
استانداری خراسان
اواسط سال 1313،فتح الله پاکروان به تهران احضار و به سمت استاندارى خراسان تعیین گردید. اما جاه‌طلبی پاکروان از یک سو و اطمینان بیش از حد اسدی نائب التولیه وقت به پشتیبانی پهلوی اول از وی از دیگر سو عاملی شد تا این دو مرد متنفذ دولتی آن روزهای خراسان نتوانند با هم کنار آمده و هر کس حذف دیگری را در دستور کار خود قرار دهد.این رابطه نه جنگ و نه صلح ادامه داشت تا اینکه رضاخان با ابلاغ لزوم تغییر کلاه به شاپو، سیاست‌های ضددینی خود را اجرایی کرد. همین امر نیز کفه ترازو را به نفع پاکروان سنگین کرد زیرا او هیچ امری جز اجرای این سیاست‌ها را مدنظر نداشت اما اسدی با توجه به مقام خود در تلاش بود تا به صورت ظاهری شئونات اسلامی در سطح مشهد رعایت شده و از نارضایتی علما جلوگیری کند.بر همین اساس او که خود را به شاه نزدیک می‌دانست،تغییر کلاه در مشهد را به مصلحت ندانسته و در تماس‌هایی با دربار خواستار تاخیر اجرای این قانون در مشهد به دلیل جو مذهبی شهر شد اما پاکروان در مقابل آمادگی خود را برای اجرای کامل قانون جدید و دیگر موارد مورد نظر شاه از جمله #کشف_حجاب اعلام کرد. او عقیده داشت که در مقابل مقاومت مردم باید اعمال قدرت نمود و به زور سرنیزه مردم را وادار ساخت که از کلاه فرنگی استفاده نمایند.شاه نیز که هیچ مخالفتی را نمی‌پذیرفت به پاکروان دستور داد تا طرح را اجرایی کند. امری که باعث بروز قیام گوهرشاد و ایجاد دستاویزی برای استاندار به منظور از صحنه خارج کردن کامل رقیب شد.
سوء استفاده از واقعه گوهرشاد
پاکروان و همدستش سرلشگر مطبوعی، فرمانده لشگر خراسان پس از بروز فاجعه گوهرشاد در برنامه‌ای تدوین شده تمام گناه وقوع این حادثه را به گردن اسدی انداختند. آنان که برنامه های اصلاحی اجراشده از سوی اسدی در آستان قدس را مانع چپاول‌های خود می‏دانستند دست به کار شده و با همفکری همدیگر و البته با همراهی سرهنگ نوایی رییس جدید شهربانی مشهد که خود کینه‌ای قدیمی از اسدی داشت، شرایط را به گونه‌ای فراهم کردند که اسناد و شواهد گواه همراهی اسدی با روحانیون مخالف و تجمع‌کنندگان در مسجد گوهرشاد شود. این سندسازی باعث شد تا اسدی ابتدا از نیابت آستان قدس رضوی برکنار و سپس بازداشت و اعدام شود.
دوران خفقان
بعد از این اعدام، برای نخستین بار امور نیابت تولیت نیز به عهده استاندار یعنی پاکروان سپرده شد و او ذوالریاستین شد. همچنین با این انتصاب برای نخستین بار یک فرد غیرمذهبی با داشتن همسری اروپایی ریاست آستان قدس ‌شد. بدین‌گونه بود که دست پاکروان و همدستانش برای چپاول و البته اجرای سایر نقشه‌های رضاخان در خراسان باز شد. پاکروان در این دوران به شدت به دنبال اجرای قانون کشف حجاب بود و به همین دلیل به تمام شهرهای مهم استان خراسان آن زمان سفر کرد.شرایط در دوران استانداری او به گونه بود که روضه خوانی ها تعطیل و اقامه عزا برای اهل البیت منع شد.
پایان کار
پاکروان تا مهر ۱۳۲۰ با داشتن سمت‌های مزبور حاکم بلامنازع خراسان بود اما در این تاریخ و پس از برکناری و اخراج رضاخان توسط متفقین به تهران احضار شد و پس از چندی به علت قتل اسدی و به شهادت رساندن سید حسن مدرس تحت تعقیب دیوان کیفر قرار گرفت و به زندان رفت. پس از رسیدگی به پرونده‌های مربوطه با اعمال نفوذ، اتهامی متوجه او نشد و از زندان خلاصی یافت. چندی بدون شغل در تهران گذرانید تا اینکه همزمان با شکل گیری کابینه محسن صدر به او پست وزارت پیشنهاد شد اما مخالفت علماء موجب انصراف نخست وزیر از این پیشنهاد گردید و او را به عنوان سفیر ایتالیا برگزیده شد و راهی رم گردید. وى در این سمت بود در سال 1330 شمسی درگذشت.
منابع :
1_ خاطرات فاطمه پاکروان. ترجمه اسماعیل سلامی.تهران. انتشارات مهراندیش. چاپ اول. 1378.
2_ شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران.باقرعاقلی. تهران.نشر گفتار. چاپ اول 1380. ج 1.
3_ شرح حال رجال ایران در قرن 12و13و14هجری.مهدی بامداد. تهران. انتشارات زوار.چاپ دوم. ج 5.
4_ بازیگران عصر پهلوی از فروغی تا فردوست. محمود طلوعی. تهران.نشر علم. چاپ دوم. ج1 .
5_بازیگران سیاسی از مشروطیت تا سال 1357.مصطفی الموتی.لندن. چاپ پکا. چاپ اول. ج3 .
6_ قیام گوهرشاد. سینا واحد. تهران. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. ۱۳۶۶.
7_ رضاشاه و قشون متحدالشکل ۱۳۲۰ـ ۱۳۰۰. باقر عاقلی. تهران. نامک. ۱۳۷۷.
*کارشناس تاریخ معاصر


مطالب مرتبط