فجری که خداوند در این سوره به آن قسم یاد کرده است، فجر صادق است. وارد شدن قرمزی خورشید در سیاهی شب و شکافتن شب است.این تغییر و تحول، انقلاب نامیده می شود. انقلاب در لغت ...

نمود فجر قرآنی در فجر انقلاب اسلامی (1)

نمود فجر قرآنی در فجر انقلاب اسلامی (1)

مهناز ابراهیمی، طلبه سطح سه و پژوهشگر مدرسه علمیه حضرت خدیجه (سلام الله علیها)

چکیده:

در این مقاله سعی شده است در پرتو بررسی فجر قرآنی، فجر انقلاب اسلامی ایران شناخته شده و به دستاورد و آسیب های آن پی برده شود. دستاورد انقلاب، وحدت بین مردم است که آن در گرو ایمان به خدا و پیروی از ائمه اطهار (علیهم السلام) است. خداوند برای از بین بردن ظالمان و ستمگران از همه لشکریانش استفاده می کند. در قسمت بعدی مقاله به آفت انقلاب و چگونگی امتحان الهی پرداخته می شود.

واژگان کلیدی: فجر انقلاب اسلامی، فجر قرآنی، دستاورد انقلاب، غایت ظالمان، وحدت بین مردم.

مقدمه:

سوره فجر، در شأن امام حسین (علیه السلام) نازل شده است؛ امام حسین (علیه السلام) مصداق روشن نفس مطمئنه است و مردم ما با تمسک به این نفس مطمئنه و پیروی از ایشان و دیگر معصومین (علیهم السلام)، انقلاب کردند و این انقلاب و برکات آن از عنایات این عزیزان می باشد. همان طورکه امام خمینی (رحمة الله علیه) فرمودند: ما هرچه داریم از محرم و صفر داریم، در بررسی فجر قرآنی در می یابیم این سوره به خوبی پیروزی حق در برابر باطل اشاره می کند و در ادامه آفت انقلاب را غفلت و گمراهی معرفی می کند که در مقاله بعدی به طور مفصل بیان می شود. ضرورت بررسی موضوع این است که این حقیقت نشان داده شود که عامل پیروزی انقلاب اسلامی ایران جز توجه به قرآن و تبعیت و پیروی از خدا و رسولش (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه اطهار (علیهم السلام) نمی باشد.

1. دستاورد انقلاب اسلامی

«وَ الْفَجْرِ وَ لَیالٍ عَشْرٍ وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ وَ اللَّیْلِ إِذا یَسْرِ هَلْ فِی ذلِکَ قَسَمٌ لِذِی حِجْرٍ» [1] (فجر: 1-5)

فجری که خداوند در این سوره به آن قسم یاد کرده است، فجر صادق است. وارد شدن قرمزی خورشید در سیاهی شب و شکافتن شب است. [2] (ابن منظور، لسان العرب، ج‏5، ص 45)

این تغییر و تحول، انقلاب نامیده می شود. انقلاب در لغت به معنای زیر و رو شدن، تغییر، تحول و در اصطلاح، شورش عده ای برای واژگون کردن حکومت و ایجاد حکومتی نو به منظور تغییرات اساسی و بنیادین در تمام نهادها، مناسبات و غیره می باشد. [3] (حسینی دشتی، معارف و معاریف، ج1، ص974)

انقلاب در اصطلاح، شورش عده ای برای واژگون کردن حکومت و ایجاد حکومتی نو به منظور تغییرات اساسی و بنیادین در تمام نهادها، مناسبات و غیره می باشد.

حال که حکومت پهلوی یک حکومت طاغوتی بود و راه طاغوت، راه ظلمت و شیطان است و امام و مردم در جبهه الله حضور داشتند، آنها با توجه به خدا و ایمان به او و یاری خداوند از تمام ظلمتها خارج شدند و به نور رسیدند، آن نور، نور حق است [4] (نور: 35) و آن نور با انفجار در ظلمت، سیاهی و تاریکی را از بین می برد. [5] (رک: خمینی، صحیفه امام، ج8، ص269)

و اما قسم به شب های دهگانه، دلیل بر اهمیت فوق العاده آنها است. ائمه (علیهم السلام) را تعبیر به لیالی کرده اند. [6] (رک: مجلسی، بحارالانوار، ج24، ص78) از آن جهت که مردم به معرفت درستی از ائمه (علیهم السلام) نرسیده اند و همچنان بر مردم نا آشنا می باشند و کسی به درک مقام عظمای آنها دست نیافته است.

دست یابی به انقلاب عظیم و پیروزمندانه ی حق بر باطل، جز در سایه پیروی و مطیع بودن در برابر خدا و ائمه معصومین (علیهم السلام) و صبر و استقامت در این راه امکان پذیر نمی باشد. خداوند انقلابیون را چنین بیان می کند: «هر آینه آنان که گفتند که پروردگار ما الله است و سپس پایدارى ورزیدند، بیمى بر آنها نیست و اندوهگین نمى شوند.» [7] (احقاف: 13)

شفع به معنای ضمیمه کردن چیزی به مثل خودش و به تعبیر دیگر، مخلوقات از جهت این مرکب هستند که شفع گفته می شوند. [8] (رک: راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص 457) در مقابل شفع، وتر است. وتر به معنای فرد است (ابن منظور، لسان العرب، ج‏5، ص 273) و خدا را از جهت این که یکتا است، وتر گویند. شفع و وتر اشاره به نیازمندی موجودات و یکتایی خداوند دارد. در به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی به همراهی خداوند با انقلابیون نیاز بود. بنابراین آیه قرآن که می فرماید: «دست خدا بالای دست آنها است» [9] (فتح: 10) این نیرو و قدرت به حد اعلی خود رسید. وحدت عامل قدرت است و وصل شدن همه به محور وحدت، موجب پیروزی عظیمی از جمله انقلاب اسلامی شد که خداوند فرمود: «و همگان دست در ریسمان خدا زنید و پراکنده مشوید.» [10] (آل عمران: 103)

ائمه (علیهم السلام) را تعبیر به لیالی کرده اند. از آن جهت که مردم به معرفت درستی از ائمه نرسیده اند و همچنان بر مردم نا آشنا می باشند و کسی به درک مقام عظمی آنها دست نیافته است.

تا وقتی افراد جامعه به یک اراده خاصی و وحدت منسجمی نرسند هیچ تحولی صورت نمی گیرد. در این باره قرآن می فرماید: «خدا چیزى را که از آن مردم است، دگرگون نکند تا آن مردم خود دگرگون شوند.»[11] (رعد: 11)

در ادامه قسم به شب که می گذرد، گویى شب موجود زنده اى است و داراى حس و حرکت که در تاریکى خود گام بر مى ‏دارد، و به سوى صبحى روشن حرکت مى کند. آرى قسم به آن تاریکى یاد شده که رو به سوى روشنایى است، تاریکىِ متحرک، نه ایستا و ثابت، تاریکى آنگاه وحشتناک است که به صورت ثابت در آید، اما اگر در آن حرکتى باشد به سوى نور، پر ارزش است. [12] (مکارم شیرازی، تفسیرنمونه، ج‏26، ص 446)

آب که موجب پاکی و سیراب کننده زمین است، اگر راکد و بی حرکت باشد نه تنها این خصوصیات را ندارد، بلکه از درون از بین می رود و به باتلاقی تبدیل می شود که دیگر قابل استفاده نیست. نهضت و انقلاب نیاز به خروش و حرکت دارد و وحدت عامل پیشبرد نهضت است.

از لوازم وحدت مبارزه با سیاهی و پلیدی است. این مبارزه می طلبد که همه مردم متحد و هم صدا باشند و از اختلافاتی که بدخواهان ایجاد می کنند به طور قاطع جلوگیری کنند. (رک: خمینی، صحیفه امام، ج 11، ص 55) در زمانی که مردم ما در ظلمت و تاریکی دوران شاهنشاهی به سر می برند، باید شکافنده ای، این تاریکی شب را می درید که آن ولایت فقیه بود در زیر سایه امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف).

از لوازم وحدت، مبارزه با سیاهی و پلیدی است. این مبارزه می طلبد که همه مردم متحد و هم صدا باشند و از اختلافاتی که بدخواهان ایجاد می کنند به طور قاطع جلوگیری کنند.

2. عاقبت ظالمان زمانه

«أَلَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِعادٍ إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ الَّتِی لَمْ یُخْلَقْ مِثْلُها فِی الْبِلادِ وَ ثَمُودَ الَّذِینَ جابُوا الصَّخْرَ بِالْوادِ وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتادِ الَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلادِ فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسادَ فَصَبَّ عَلَیْهِمْ رَبُّکَ سَوْطَ عَذابٍ»[13] (فجر: 6-9)

در ادامه آیات خداوند تبارک و تعالی به انواع طواغیت اشاره می کند. آن هم به این دلیل است که در برابر نور، ظلمات است نه ظلمت. خداوند چنین می فرماید: «خدا یاور مؤمنان است. ایشان را از تاریکی ها به روشنى مى برد. ولى آنان که کافر شده اند طاغوت یاور آنهاست، که آنها را از روشنى به تاریکی ها مى کشد. اینان جهنمیان اند و همواره در آن خواهند بود.»[14] (بقره: 257)

سلاطین مختلف و شاهان در زمان سلطه بر ایران، فساد را گسترش دادند. انواع ظلم ها بر مردم روا داشتند. تا این که خداوند از تمامی لشکریانش استفاده کرد تا طاغوت ها را از بین ببرد. مردم ایران عزیز، همچون دستی واحد در برابر ظالمان زمانه قرار گرفتند. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: «مؤمنین دست واحد در مقابل دیگران هستند.»[15] (مجلسی، بحارالأنوار، ج‏58، ص 150)

نتیجه:

با بررسی سوره فجر در می یابیم فجر قرآنی در فجر انقلاب ما، با شکست سلطنت شاهنشاهی نمودار شده است. انقلاب اسلامی ایران حاصل وحدت و یکپارچگی مردم در زیر سایه خداوند یکتا و ائمه اطهار (علیهم السلام) است. این انقلاب در امتداد نهضت حسینی است، پس خود حضرت بقیه الله اعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نظارت داشتند تا این سلطنت شاهنشاهی 2500 ساله برچیده شود. این نعمت عظیم ممکن است دچار آسیب شود و احتیاج به نگهداری دارد که در مقاله بعدی به آن پرداخته می شود.

------------------------------------------------------------

پی نوشت ها:

1. سوگند به سپیده صبح، و سوگند به شب هاى دهگانه، و سوگند به جفت و طاق، و سوگند به شب چون روى به رفتن نهد.

2. ابن منظور، جمال الدین، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار صادر، چاپ پنجم، 2005.

3. حسینی دشتی، مصطفی، معارف و معاریف، تهران، آرایه، 1385.

4. اللهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الأَرْض.

5. خمینی، روح الله، صحیفه امام، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378.

6. وَ الْفَجْرِ هُوَ الْقَائِمُ وَ اللَّیَالِی الْعَشْرُ الْأَئِمَّةُ (علیهم السلام) مِنَ الْحَسَنِ إِلَى الْحَسَنِ وَ الشَّفْعِ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ فَاطِمَةُ (علیهماا السلام) وَ الْوَتْرِ هُوَ اللهُ وَحْدَهُ لاشَرِیکَ لَهُ وَ اللَّیْلِ إِذا یَسْرِ هِیَ دَوْلَةُ حَبْتَرٍ فَهِیَ تَسْرِی إِلَى قِیَامِ الْقَائِمِ؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1375.

7. إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا فَلاخَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُون.

8. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، دار العلم، دمشق، 1412.

9. یَدُ اللهِ فَوْقَ أَیْدیهِمْ.

10. وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمیعاً وَ لاتَفَرَّقُوا.

11. إِنَّا للهَ لایُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِم.

12. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، بیست و ششم، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1386.

13. آیا ندیده ‏اى که پروردگار تو با قوم عاد چه کرد؟ با ارَم که ستون ها داشت؟ و همانند آن در هیچ شهرى آفریده نشده بود و قوم ثمود که در آن وادى سنگ را مى بریدند، و قوم فرعون آن دارنده میخ ها، آنها در بلاد طغیان کردند، و در آنها به فساد در افزودند و پروردگار تو تازیانه عذاب را بر سرشان فرود آورد.

14. اللهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُون.

15. الْمُؤْمِنُونَ یَدٌ وَاحِدَةٌ عَلَى مَنْ سِوَاهُم؛ بحارالأنوار، ج‏58، ص150.

«برای مطالعه قسمت دوم اینجا را کلیک بفرمایید»


مطالب مرتبط