هر چه میزبان بی نیازتر باشد مهمانی، از کرامت و محبت بسیار بالای او بیشتر حکایت می‌کند.

مهمانی با مهمانی متفاوت است

مهمانی با مهمانی متفاوت است

شاید ضیافت مهم ترین وصف رمضان باشد و اگر بخواهیم به تبیین ماهیت رمضان بپردازیم باید از این توصیف آغاز کنیم که مادر همه اوصاف، این ماه عزیز است. اتصاف رمضان به ضیافت یک تعبیر ذوقی نیست که اهل ادب و عرفان آن را وضع کرده باشند. بلکه تعبیری است که شخص نازنین پیامبر اکرم (ص) که آگاه به تمام حقایق عالمند، آن را برای رمضان به کار گرفته اند و از اولین جملاتی است که در خطبه شعبانیه بیان فرموده اند: «هُوَ شَهرٌ دُعیتُم فیه إلی ضِیافَهِ الله؛ شما در این ماه به مهمانی خدا دعوت شده اید»[1] پس باید به مختصات این تعبیر و توصیف دقت کنیم و از فرصت این تشبیه برای فهمیدن رمضان کمال استفاده را ببریم.

باید ببینیم ما از مهمانی چه می‌فهمیم خصوصاً آنکه اگر مهمانی را در فرهنگ دینی خودمان ترجمه می‌کنیم، چه ویژگی هایی را در آن می‌یابیم. حتی باید به دل های خود نگاه کنیم و ببینیم وقتی نام مهمانی را می‌شنویم یا به رابطه میزبان و مهمان می‌اندیشیم چه احساسی پیدا می‌کنیم. اینها همان چیزهایی است که پیامبر مهربان خواسته است ما از رمضان ادراک و احساس کنیم.

مهمان، گرامی است و احترام دارد، حتی اگر کافر باشد. این سفارش پیامبر گرامی ماست که در سخنی فرموده اند: «أکرَمُ الضَّیفَ وَ لَو کَانَ کافراً؛ مهمان را گرامی بدار اگرچه کافر باشد»[2] بنابراین در این مهمانی، بنا بر مهربانی و فراوانی است. میزبان اگر خود کریم و گرامی باشد برای اکرام مهمان بیش از نگاه به لیاقت مهمان، به معنای مهمانی نگاه می‌کند و بیش از آنکه مقام مهمان را ببیند و برای خود منزلت مهمان را مایه فخر ببیند، مهمان داری را مبنای مباهات خود می‌یابد. اینکه از ما خواسته اند کافران را هم در زمانی که مهمان ما هستند گرامی بداریم، به دلیل ضرورت رعایت حرمت مهمانی است و حتما آنان که چنین دستوراتی داده اند خود بهتر از هر کسی رعایت می‌کنند.



مهمان،
گرامی است و احترام دارد، حتی اگر کافر باشد؛ این سفارش پیامبر است.

در مهمانی، روابط تعریف جدید و خاصی پیدا می‌کنند؛ مهمانان با یکدیگر نوعاً در رفاقت به سر می‌برند و رقابت بر سر منافع بیشتر به تعادل و تفاهم تبدیل می‌شود چون از همه پذیرایی به عمل می‌آید و برای بیشتر بهره مند شدن باید به میزبان مراجعه کرد و اگر میزبان دارا باشد جای هیچ گونه نگرانی از هر نوع کمبودی نیست.

جدا از اینکه مهمانان در رفاقت با هم به سر می‌برند رابطه مهمان و میزبان نیز حالت نویی می‌یابد مهمان اگر سوء پیشینه ای داشته باشد هیچ گاه به خاطر خطاهای سابقش، توسط میزبان محاکمه و معاقبه نمی‌شود. همه می‌دانند مهمانی جای این حرف ها نیست.

جایگاه افراد و مرتبه آدم ها در مهمانی تغییر پیدا می‌کند. بی آنکه از احترام بزرگان کاسته شود، کوچک ترها هم شرافت و رفعت مقام پیدا می‌کنند. همه به هم نزدیک می‌شوند و مهمان با میزبان به هر فاصله ای که باشند احساس قرابت می‌کند. اساساً مهمان، خود عنوان مستقلی است که به هرکس داده شود محترم می‌شود و از کرامت خاصی برخودار است.

5b0e80d05cc34.jpg


مهمان اگر در ضیافت زحمتی بکشد تشکری مضاعف دریافت می‌کند و اگر استراحت هم بکند باز از قدرش کم نمی‌شود. در مقابل، میزبان از او چشم داشت تقدیر ندارد و در جریان پذیرایی تنها به فکر بهره برداری مهمانان است تا برداشت های خودش. از لبخند مهمان خرسند می‌شود و مدام از سیرابی و لبریزی او سوال می‌کند.

اگر میزبان نیازی به مهمان و مهمانی نداشته باشد و مهمانی در معنا و مقام حقیقی خود تحقق پیدا کرده باشد، انگیزه میزبان برای دعوت و پذیرایی جز اکرام مهمان نخواهد بود، و هر چه میزبان بی نیازتر باشد مهمانی، از کرامت و محبت بسیار بالای او بیشتر حکایت می‌کند. اگر صرفاً از سر لطف و مهربانی، ضیافتی برقرار کند به خلق یک اثر زیبا در عالم پرداخته است. آن هم تنها به دلیل زیبایی آن، آن چنان که خوبرویان عالم در افسانه های عارفانه جلوه ای می‌کنند و دل ها می‌برند.

اگر میزبان بزرگ و والا مقام باشد و مهمانان بسیار کوچک تر از او باشند، مهمانی هنگامه فروتنی و تواضع میزبان است. لحظه فرود آمدن میزبان بلند مرتبه در برابر مهمانان صحنه ای به یاد ماندنی و دوست داشتنی است. مهمانِ بزرگان شدن، بزرگی می‌آورد و حقارت ها را از روح انسان بیرون می‌کند. همان احساس حقارتی که مایه همه اسارت هاست.



مهمانِ
بزرگان شدن، بزرگی می‌آورد و حقارت ها را از روح انسان بیرون می‌کند.

اگر میزبان، دوست داشتنی و محبوب دل ها باشد، حضور در ضیافت مثل تحقق یک خیال دست نایافتنی است واگر مهمان عاشق میزبان باشد به گونه ای که حتی ظرف شکسته خود را علامت تمایل معشوق بداند، یقینا در هنگام پذیرایی معشوق جان می‌سپارد و قالب تهی خواهد کرد.

عاشقی که حاضر است بر در خانه معشوق با صبوری بر بی اعتنایی های او، تمام عمر خود را در اشک و آه سپری کند، حالش چگونه خواهد بود اگر معشوق در بگشاید و او را به خانه راه دهد و در صدر منزل به احترام بنشاند؟

مهمانی محل عبور است و با همه ی زیبایی ها و شیرینی هایش معبری است که باید قدر آن را دانست و به قدر کافی در بهره بردن از فرصت کوتاه آن همت داشت. در مهمانی مجال مدهوشی نیست. باید به هوش بود و از آنات آن سود برد و در لحظات آن ملاحظه داشت. البته کم نیستند ضیافت هایی که در آن مهمان مقیم خانه میزبان شده و همچون عضوی از خانواده می‌گردد. بله مهمانی این حرف ها را هم دارد. دیگر ما مهمانان از راه رسیده کجا و آن میزبانان جا در خانه خوش کرده کجا.

رفع غربت، برطرف شدن تنهایی و گشایش دلگرفتگی ها از کمترین نتایج یک مهمانی است. مهمانی یعنی بیرون آمدن از محیط تکراری و خسته کننده خانه خود و ورود به سرسرای زیبای ضیافت. مهمانی یک فرصت تفریح و تنوع است و یک مهلت دیدار با یار دلنوازی که مایه تسکین و تحبب است. صحبت با احباب و مصاحبت با ابرار از فواید با شکوه چنین ضیافتی است.

البته همه اینها بستگی دارد به اینکه چه کسی شما را دعوت کرده باشد، یا شما در چه شرایطی باشید. بسته به عطش شما و عطر میزبان. ناز شما و نوازش میزبان، دلتنگی شما و دلگشایی میزبان، غم شما و غم گساری میزبان، عشق شما و عشوه میزبان. مهمانی با مهمانی متفاوت است. پس این به عهده خود شماست که ضیافت رمضان را چگونه ببینید.

منبع: برای مهمانی خدا آماده شویم، علیرضا پناهیان

-------------------------------------------

پی‌نوشت ‌ها:

1. عیون اخبارالرضا (ع)، ج1، ص295، باب 28، ح53؛ نیز مفاتیح الجنان در فضیلت ماه مبارک رمضان.

2. جامع الاخبار، ص84، باب40.


مطالب مرتبط