یک مرتبه هر چه کلنگ زدند صدا می کرد.گفتم: ببینیم چرا صدا می کند. دیدیم آجرهای بزرگی است برداشتند در این وقت با کمال شگفتی دیدیم یک قبرآماده و ساخته آنجاست. آقای مولایی گفت: این واقعا شبیه معجزه است همان جا آقای طباطبایی را دفن کردیم.

ماجرای شگفت آور قبر علامه طباطبایی

ماجرای شگفت آور قبر علامه طباطبایی

خداوند در قرآن به پیامبرش می فرماید: وَ اصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يُضيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنينَ: ای پیامبر صبر کن که خداوند اجر نیکوکاران را ضایع نخواهد داد.

یکی از گروه صابران، علمای عامل الهی هستند که عمر خود را در خدمت قرآن و اسلام می گذرانند و سختی ها و تعب های این مسیر را با استقامت و صبر و تقوای الهی سپری می کنند.

علامه طباطبایی اعلی الله مقامه الشریف تمام عمر خود را در خدمت اسلام و قرآن گذاشت و در این عمر یکبار مصرف خود سختی ها و فقرها و مشکلات را متحمل شد تا ندای اسلام و قرآن را به مردم برساند.

یکی از تالیفات ارزنده وی تفسیر المیزان است که شاگرد وی استاد شهید مطهری می فرماید:

كتاب تفسير الميزان‏ ايشان يكى از بهترين‏ تفاسيرى‏ است كه براى قرآن مجيد نوشته شده است. البته قرآن مجيد مقامى دارد كه نمى ‏شود هيچ تفسيرى را ادعا كرد كه حق قرآن را ادا كرده است... من مى‏توانم ادعا كنم كه اين تفسير از جنبه ‏هاى خاصى بهترين تفسيرى است كه در ميان شيعه و سنّى از صدر اسلام تا امروز نوشته شده است. ( مرتضی مطهری، احیای تفکر اسلامی ص 26)

همچنین استاد شهید مطهری در رابطه با مشکلات مالی علامه طباطبایی و فداکاری ایشان می فرماید:

در حوزه‏ هاى علميه اگر كسى در رشته فقه و اصول كار كند و استعداد زيادى داشته باشد به مقامات عاليه ‏اى مى ‏رسد و مردم هم از او تقدير و تجليل مى ‏كنند، و اخيراً رشته ‏هاى علوم عقلى مثل فلسفه هم تا حدودى چنين حالتى پيدا كرده است. ولى از اين حدود اگر خارج شود هر اندازه هم خدمت عظيم و بزرگ باشد ديگر جز يك فداكارى هيچ چيز ديگرى نمى ‏تواند باشد. ما نمونه‏ اش را ديده ‏ايم كه چقدر افرادى از بين رفتند، البته نه خودشان بلكه از نظر اجتماع.

استادمان علامه طباطبايى احساس كرد كه ما از نظر تفسير خيلى جاى خالى داريم و در اين زمينه احتياج داريم. ولى تفسير يك علمى است كه اگر كسى چهل سال هم روى آن كار كند هيچ وقت اجتماع برايش قدرى قائل نيست.

ايشان بيست‏ سال تمام زحمت كشيد تا اينكه اين تفسير الميزان‏ را در بيست جلد نوشت. در مورد وضع مالى ايشان در سالهاى اوّلى كه من به تهران آمده بودم، گاهى از من پنج يا شش تومان پول قرض مى ‏گرفت. حالا الحمد للَّه مستغنى است و خيال هم نمى‏كنم در همه ايام سال پيش بيايد كه يك نفر هديه‏ اى به منزل اين مرد ببرد. ( مرتضی مطهری ، مجموعه آثار، ج 27 صبا241 با تلخیص و تصرف)

اما از آنجا که خدا اجر بندگانش را ضایع نمی کند تعیین محل قبر ایشان ماجرایی دارد که خواندنی است.

استاد رسول جعفریان در کتاب مقالات تاریخی دفتر سیزدهم و چهار دهم ص 369 می نویسد:

حجه الاسلام و المسلمین جناب آقای محمد حسین اشعری قمی فرزند علی اصغر اشعری از همدرسان امام راحل است ایشان در مورد تعیین قبر علامه طباطبایی می فرمایند:

من تلفنا فوت علامه طباطبایی را به آقای خمینی اطلاع دادم و ایشان فرمودند: درباره قبر ایشان هر کجا را صلاح می دانید اقدام کنید به آقای مولایی هم دستور خواهیم داد.

من به دنبال آقای مولایی آمدم تا محل قبر را تعیین کنیم. ایشان در کنار قبر مرحوم اشراقی و انگجی جایی را معرفی کرد. من مخالفت کردم و گفتم علامه طباطبایی به عنوان مفسر و فیلسوف باید قبرش جایی باشد که مردم راحت تر و آشکارتر سر قبر ایشان بیایند. آنچه آقای مولایی اصرار کرد من مخالفت کردم. بعد آمدم جایی را که قبر فعلی ایشان است نشان دادم. ایشان گفت: اینجا پایه های سقف است و تمام بتون آرمه است و قابل شکافتن نیست من نپذیرفتم. ایشان گفت: حتی اگر بشود شکافت اینجا قبر علماست و ما مجاز به شکاف نیستیم. من گفتم: این مساله را حل می کنیم معمارها را بیاورید تا نظر بدهند. آقای مولایی گفت: چه اصراری دارید. من گفتم: نه اینجا که قبر نیست بر فرض هم بتون باشد امتحانش آسان است. بالاخره شب درها را بستند. سنگ مرمر را برداشتند. موزاییک را برداشتند. خاک و خاشاک را برداشتند. یک مرتبه هر چه کلنگ زدند صدا می کرد آقای مولایی گفت: من عرض کردم اینجا بتون است. من مخالفت کردم و گفتم: ببینم چرا صدا می کند. دیدیم آجرهای بزرگی است برداشتند در این وقت با کمال شگفتی دیدیم یک قبرآماده و ساخته آنجاست بدون اینکه ذره ای از استخوان و غیره در آن باشد. آقای مولایی گفت: این واقعا شبیه معجزه است همان جا آقای طباطبایی را دفن کردیم.


مطالب مرتبط