در موزه ی آستان قدس رضوی هم، دو نمونه سنگاب وجود دارد که یکی از آن ها سنگاب خوارزمشاهی مورد بحث ما و دیگر، مربوط به دوره های متأخر است

دوستکامی یا سنگاب، یادگار دوران خوارزمشاهی در موزه ی آستان قدس رضوی
۲۳ بهمن ۱۳۹۶ 354 76.6 KB 7 0

دوستکامی یا سنگاب، یادگار دوران خوارزمشاهی در موزه ی آستان قدس رضوی

سنگی برای آب خوردن ( حشمت کفیلی)
واژه سنگاب
این واژه، اسم مرکب و در برخی فرهنگ ها به معنای ظرف یا دوستکامی بزرگی است؛ که از سنگ یا پارچه تراشیده شده و با ظرفیت مقدار فراوانی آب، برای وضو یا آشامیدن در مکان های عمومی مثل مساجد، تکایا و امام زاده ها که دسترسی به آب شرب نبوده، قرار می گرفته است. نمونه های متعددی از این سنگاب ها هنوز در مساجد و مدارس و بازارهای سنتی شهرهای تهران، یزد و اصفهان مشاهده می شوند که اغلب آن ها دست کم با یک ردیف کتیبه ی فوقانی روی بدنه ی خارجی زینت یافته و مضمون کتیبه ها به طور معمول، آیات و احادیث یا اشعار فارسی یا عربی است.
در موزه ی آستان قدس رضوی هم، دو نمونه سنگاب وجود دارد که یکی از آن ها سنگاب خوارزمشاهی مورد بحث ما و دیگر، مربوط به دوره های متأخر است. پیش از بحث در باره سنگاب دوره خوارزمشاهی، مناسب است مروری بر پیشینه ی هنر سنگ تراشی و رواج آن در مشهد داشته باشیم. سنگ از دیرباز در فرهنگ و تمدن بشری، یکی از ابزار مهم و مورد استفاده انسان بوده است؛ چنان که زمانی به عنوان تنها ابزار دفاعی و تهاجمی، زمانی جهت بر افروختن آتش و زمانی دیگر به صورت ماده ای برای خلق اثری هنری به کار می رفته است. هزاران سال است که انسان ها، اندشه های رمز آلود و عقاید و بیانیه های فرهنگی و سیاسی خویش را بر سنگ می نگارند و در هر دوره، این کار به نحوی در خور نیازهای زمان انجام گرفته است.
پیکره های سنگی انسان ها و حیوانات که در آن ها گاه موها و چشم ها با مهارت و درایت از چند نوع سنگ مختلف تراشیده شده تا از یکدیگر متمایز شوند؛ و نقوش نمادین و اساطیری روی مهرها و سنگ نگاره ها، از مهمترین آثار مکتوب تاریخی به شمار می آید؛ چرا که اغلب آن ها زمانی ایجاد شده اند که بشر، تاریخ نگاری مدونی نداشته و همین یادمان ها هستند که اعتقادات، رفتارها، سبک هنری و وقایع تاریخی را به خوبی نشان می دهند.
همچنین شواهد و آثار به جا مانده از پنج هزار سال تمدن بشری، نشان دهنده وجود صنعت ساخت ظروف سنگی از حدود سه هزار سال قبل از میلاد تاکنون است. سنگ های به کار رفته به این منظور، به طور معمول از نوع مرمر یا کلریت است.
شهر مشهد به علت وجود معادن غنی سنگ کلریت که به «هرکاره» معروف است، یکی از مراکز مهم سنگ تراشی در گذشته و حال به شمار می رود و هنرها و فنون وابسته به سنگ، تاثیر فراوانی در حیات اجتماعی و اقتصادی مردم داشته است.
بررسی مشاغل شهر مشهد نشان می دهد که یکی از حرفه های مشخص و مطرح در گذشته، سنگ تراشی بوده که وجود محله و بازار سنگ تراش ها در بافت قدیم مشهد، گواه آن است. امروزه اگرچه این حرفه، در جایگاه صنعت، شکوه و رونق گذشته را ندارد، اما هنوز یکی از صنایع دستی مورد توجه است و بر خلاف گذشته که دست ساخته های سنگی در محل های عمومی و منازل، بسیار مورد استفاده بود، تولیدات سنگی کنونی به صورت صنایع دستی و وسایل تفننی مورد استفاده قرار می گیرد که از جمله ی آن ها می توان به انواع دیگ های خوراک پزی، شکلات خوری، گلدان، سینی، قاب تزیینی، هاون، سرمه دان و... اشاره کرد.
بنابر اطلاعات به دست آمده، قدیم ترین نسخه ای که به منابع سنگ هرکاره و ویژگی های آن اشاره کرد، کتاب (عیون اخبار الرضا ) تألیف شیخ صدوق است. همچنین در شاهنامه ی فردوسی و دیگر منابع نیز از آن یاد شده است.
مکان و موقعیت سنگاب خوارزمشاهی
در حال حاضر، این سنگاب در طبقه ی همکف موزه مرکزی به نمایش درآمده؛ اما درباره محل نصب اولیه آن اظهار نظرهای گوناگون شده است. مولف کتاب« تاریخ مشهد» به این امر اشاره دارد و وجود محله ای به نام سرسنگی در اطراف حرم مطهر را دلیل بر احتمال نصب سنگاب در این مکان، پیش از انتقال به داخل حرم مطهر حضرت رضا (ع) و نام آن را مشتق از سنگاب می داند.
یکی از منابع تاریخی که به این سنگاب و محل آن اشاره می کند، «مطلع الشمس» است که محل نصب آن را ممردارالسیاده ذکر کرده و با عنوان سنگ سقاخانه از آن نام برده است.
مؤلف کتاب «شمس الشموس» نیز درباره ی محل آن پیش از انتقال به موزه، می نویسد: «در طرف غربی رواق راهرو سقاخانه، پیش از این، حجره ای بود که بالای آن دارای گنبد کاشی بود و معلوم نبود که این گنبد در چه زمانی ساخته شده است... در راهرو سقاخانه جلوی حجره ی فراش باشی، سنگاب بزرگی از سنگ یک پارچه، منتسب به سلطان محمد خوارزمشاه بود که همیشه آن را جهت شرب زوار، آب می کردند و لبه ی آن جام های مسی جهت خوردن آب نهاده بودند.»


5a8177fb3b51f.jpg


عباس فیض در کتاب «بدرفروزان» از این محل با عنوان سقاخانه ی ایوان طلا نام می برد و مؤتمن نیز در کتاب راهنما یا تاریخ آستان قدس، در شرح راهرو بین دارالسیاده و ایوان طلای نادری «راهروسقاخانه» می نویسد: «در ضلع غربی این بنا، صفه ای است ایوان مانند که حالا راهرو شده. در این صفه، سابقا سنگاب یک پارچه ی بزرگی قرار داشته که از آن آب می آشامیدند و به این جهت اینجا را سقاخانه گفته اند. البته با بررسی تاریخ بنای حرم مطهر در دوره های گوناگون و آثار به جا مانده از دوره های ایلخانی و تیموری ( درهای چوبی موجود در موزه ) که در همین مکان (بالا سر) بوده. نشان می دهد که محل یاد شده، جزو نخستین الحاقات معماری آن بوده است و اگر این سنگاب از ابتدا نیز در این مکان بوده باشد، به نظر دور از واقعیت نمی رسد؛ چرا که ظرف سنگابی با این حجم، به طور قطع در محلی باید نصب شده باشد که کاربرد داشته و جمعیت فراوانی بخواهند از آن بهره گیرند.
در دوره اخیر و همزمان با نیابت تولیت فتح الله پاکروان، این سنگاب به دلیل آن که اثر منحصر به فرد تاریخی شناخته شده بود. به موزه انتقال یافت و چون در آن زمان روی لبه های آن شمع نذری روشن می کردند، آسیب فراوان دیده بود. به همین سبب، مرحوم دکتر بهرامی پیش از انتقال آن به موزه، دوده و چربی سطح سنگاب را با دقت و مهارت برداشت و سنگاب، هیئت کنونی را به خود گرفت.
مشخصات سنگاب
بررسی وضعیت ظاهری این ظرف نشان می دهد که هنرمند سنگ تراش، آن را از یک قطعه سنگ یک پارچه و سیاه رنگ (هرکاره ) ساخته است.
بدنه آن کروی و به ارتفاع ۱۱۰ سانتی متر و قطر دهانه ی خارجی آن ۱۳۷ سانتی متر است. لبه اندکی به خارج برگشته و روی آن ۱۶ نیم دایره ( برای قرار دادن ظرف های آبخوری ) تراشیده شده است. در دو طرف، در ضخامت لبه، سوراخی ایجاد کرده اند و در قسمت دیگر، یک سوراخ از قسمت فوقانی داخل در پهنای لبه وجود دارد که به نظر می رسد هنگام پر بودن ظرف، مورد استفاده بوده است. در ضمن، دو سوراخ دیگر نیز در بدنه ی ظرف در عمق ۴۲ و ۵۴ سانتی متری ظرف مشاهده می شود که احتمالا هنگام پایین آمدن ارتفاع آب، برای برداشت آب بوده و در یک گوشه ی کف نیز سوراخی تعبیه شده که به طور مسلم به جهت خروج باقیمانده آب و شست و شوی کف ظرف از آن استفاده می شده است. این سنگاب دارای چهار دسته است که سوراخ کوچکی ( جهت عبور طناب برای حمل و نقل ) در ضخامت آن تعبیه شده و در حد فاصل هر دسته با دسته ی دیگر، چهار ردیف کتیبه و نقوش، حجاری شده است که در جای خود به آن اشاره خواهد شد.
متن کتیبه های سنگاب خوارزمشاهی
روی بدنه ی این ظرف ، کتیبه هایی با مضمون دعایی ، آیات و احادیث نام سفارش دهنده و بانی و سازندگان و هنرمند طراح، به خط ثلث تزیینی، نسخ آمیخته به رقاع، در سه ردیف حجازی گردیده و با نقوش اسلیمی و ختایی که گاه در هم آمیخته تزیین شده است.
ردیف اول:
متن کتیبه های نخستین ردیف فوقانی ظرف که به خط ثلث تزیینی ، شامل روایات و سخنان حکمت آمیز و همچنین نام سفارش دهنده است، عبارتند از:
«الدنیا لمن لادارله، الدنیا دیر، الدنیا قنطره الاخره فاعتبروها و لا تعمروها، الدنیا ساعه فاجعلها طاعه؛ بسعی العبد المذنب الفقیر الراجی المحتاج الی رحمه الله محمد بن حیدر الموسوی دام بقائه » این نوار کتیبه به عرض 16 سانتی متر بر دور ظرف در زیر لبه حجاری شده و در ردیف دوم کتیبه ها که به عرض حدود 13 تا 14 سانتی متر است. نام و القاب سلطان محمد خوارزمشاه و وزیرش محمد بن مسعود را در بر می گیرد، که متن آن از این قرار است.
ردیف دوم: سطر اول: «السلطان المعظم، شهنشاه الاعظم، مولی الملوک العرب و العجم سلطان ارض الله، حافظ بلاد الله، محررالممالک، علاء الدنیا و الدین غیاث الاسلام و المسلمین، ظل الله فی العالمین، کهف الثقلین، سلطان الخالقین، ابوالفتح محمد، سلطان السلاطین، قسم امیر المومنین اعلی الله »
سطر دوم: «الصاحب الاجل الکبیر الموید المظفر المنصور، العالم العادل نظام الملک، صدر الدوله و الدین قوام الاسلام، مغیث المسلمین، فخر الملوک، یمین سلطان السلاطین، ذوالمناقب و المناصب، الغ بلکا اعظم، خواجه ی جهان، محمد بن مسعود اعزالله انصاره»
کتیبه ی تاریخ سنگاب نیز در قابی به طول 98 و عرض 9 سانتی متر حجاری شده و متن آن از این قرار است: «بتاریخ اوایل شعبان سنه ی سبع و تسعین و خمس مائه »
ردیف سوم:
روی بدنه ی سنگاب، به چهار قاب مستطیل شکل به طول بین 102 تا 16 سانتی متر و عرض بین 32 تا 34 سانتی متر تقسیم شده که هر قاب با یک بند تزیینی از دیگری مجزا شده است. در هر قاب، سه شمسه (دایره) با قطره تقریبی 24 سانتی متر حجاری شده که داخل آن ها برخی با نقش گره های تزیینی و برخی با کتیبه های به خط رقاع، شامل نام سازندگان و نقاش و با مضمون دعایی و حد فاصل آن ها با نقوش اسلیمی تزیین شده است.
در این جا به تفکیک هر قاب، متن کتیبه ی آن را می آوریم: نقش گروه تزیینی و یک شمسه که متن کتیبه ی آن از این قرار است: «تمامه فی شهور سنه عشر ستمائه. عمل محمد ابن احمد ... »
ب) قاب دوم: به ابعاد 5/31*106 سانتی متر. در این قاب، یک کتیبه ی دعایی نقش شده که متن آن از این قرار است: «خدای تعالی بر آن بنده رحمت کند که در آنجا حاضر شود و دعایی در آن جا به اهل این شهر کند و فرستد بر سازنده این محمد و احمد و اولاد دیگر احمد، محمد بن احمد ...» در زیر این کتیبه، سه شمسه نقش شده که شمسه ی اول دارای کتیبه ای به این شرح است: «محمد المساجدی مسعود نقاش حضر ... » متاسفانه به علت شکستگی و فرسایش، خوانا نیست و دوم شمسه ی دیگر دارای نقش گره تزیینی هستند.
ج) قاب سوم: به ابعاد 32*105 سانتی متر، دارای سه شمسه با نقش گره تزئینی و در زیر این قاب، روی نوار برجسته ای به عرض حدود 8 سانتی متر، کتیبه ای به این مضمون حک شده: «غلام شاه رضا درویش سبیل رضا »
د) قاب چهارم: به ابعاد 34*101 سانتی متر است که دو شمسه با نقش گره های تزئینی و شمسه ی سوم دارای کتیبه ای به این مضمون است: «عمل محمد بن احمد ... الهم ... غفرالله له و لوالدیه .»


تاریخ گذاری سنگاب
چنان که ذکر شد و به استناد کتیبه ها، این سنگاب دارای تاریخ های 597 و 610 هجری است، اما با توجه به این که تاکنون فقط تاریخ 597 خوانده شد و مطرح بوده، مرحوم تقی بینش و مؤلف «تاریخ مشهد» در نوشته های خود با ذکر وقایع تاریخی همزمان در این سال تردید کرده اند؛ زیرا در آن وضعیت آشفته ی سیاسی و تسلط غوریان، بعید به نظر می رسید که این سنگاب با نام سلطان محمد ساخته شده باشد اما با دقت در متن کتیبه های آن و نوع خط و تراش سنگ، به این نتیجه می رسیم که ردیف اول کتیبه های سنگاب و ماده تاریخ آن (597 هـ) در ردیف دوم مربوط به یک دوره هستند به عبارت دیگر، این سنگاب در سال 597 به سفارش و نظارت محمد بن حیدر موسوی، به وسیله ی محمد و احمد سنگ تراش ساخته شده اما به علل اوضاع سیاسی و اجتماعی یا احتمالاً درگذشت هنرمند سنگ تراش و ... کار ساخت در همین مرحله متوقف مانده است و بار دیگر با آرام شدن اوضاع در زمان تسلط کامل سلطان محمد خوارزمشاه، کار ساخت آن به وسیله ی فرزندان احمد، محمد بن احمد و ... ادامه یافته و در سال 610 هجری قمری به انجام رسیده است. به نظر می رسد در این جا ذکر نام و القاب سلطان محمد خوارزمشاه و وزیرش محمد بن مسعود (596-607 ه-ق) دلیل براین که آن ها واقف یا سفارش دهنده بوده اند، نیست بلکه به منظور احترام و رعایت تشریفات بوده است .
شایان ذکر است که مولفان راهنمای موزه ی آستان قدس و نگاهی به موزه ی مرکزی، احمد و محمد سنگ تراش را فرزندان مسعود نقاش ذکر کرده اند، اما در هیچ کدام از کتیبه ها به این مطلب اشاره ای نشده است.

منبع: مجله دانشورز


مطالب مرتبط