درست است که شرط اول برای ساختن نفس و تهذیب و تکمیل آن، شناختن نفس است، اما ...

خودتان را بیشتر بشناسید

خودتان را بیشتر بشناسید

مدل های ارتباط ناکارآمد در شیوه ارتباط با خود، شامل روش هایی است که انسان را یا از خود واقعی دور نگه می‌دارد و یا آدمی را از رسیدن به شخصیت واقعی خود دور می‌سازد ولی ارتباط موثر و کارامد باعث می‌شود اگر در وجود واقعی فرد عیب یا نقصی وجود داشته باشد، آنها را برطرف سازد. فقدان دانش و اطلاعات از عوامل مهمی است که مانع ارتباط صحیح انسان با خود درونی اش می‌شود.
حضرت على (ع) می‌فرمایند: «هر که خود را نشناخت، از راه نجات دور افتاد و در وادی گمراهی و نادانی ها قدم نهاد.»[1] در واقع شناخت کافی درباره هر امری، نقشی اساسی در حل مشکلات و مسائل مربوط به آن موضوع دارد. مساله اصلی بیشتر افرادی که احساس مشکل می‌کنند، این است که نسبت به آن موضوع اطلاعات کافی ندارند. از طرفی مشکل اصلی انسان ها در شیوه ارتباط برقرار کردن آنها با خودشان است.

5af16bc6de4b8.png

به عبارت دیگر علت اصلی این که بسیاری از افراد نمی‌توانند با خود به راحتی ارتباط برقرار کنند، این است که آنها نسبت به نقاط ضعف و یا قوت خود اطلاعات و دانش کافی ندارند. آنها نمی‌دانند که چگونه می‌شود نقاط ضعف را تبدیل به قوت کرد و یا نمی‌دانند راه های تقویت یک نیروی مثبت چیست؟

مشکل اصلی انسان ها، در شیوه ارتباط برقرار کردن آنها با خودشان است.
در روایات اسلامی به شناخت نفس فراوان توصیه شده و آن را سودمند ترین معارف، طريق خداشناسی، نشانه کمال عقل، بالاترین حکمت و نردبان صعود خوانده اند و جهل به خویش را بدترین نوع جهل، خودفراموشی، خدافراموشی، گمراهی، تباهی و نادانی نسبت به همه چیز دانسته اند: «کسی که خود را نشناسد از مسیر صحیح و نجات خویش دور می شود و به راه جهل و گمراهی می‌گراید.»[2]
اما این شناخت، شناختی سهل و ممتنع است. سهل از این جهت که هر کس این مسأله را چنان پیش پا افتاده تلقی می‌کند که حتی خود را بی نیاز از آن می‌داند که درباره شناخت خود فکر کند. در واقع نه تنها مدعی است که شناخت کاملی نسبت به خود دارد، بلکه ادعا می ‌کند که با یک نگاه و با یک برخورد و بالاخره با یک گفت و گو می‌تواند دیگران را نیز بشناسد.
ممتنع بودن و یا محال و غیر ممکن بودن شناخت خود از این جهت است که با وجود این همه اطلاعات بسیار دقیق و علمی در مورد انسان، هنوز او در میان دانشمندان به عنوان موجودی، ناشناخته معروف است.[3]
در مورد شناخت نفس انسانی یا همان شناخت خود، هر کس راهی را برگزیده است. فیلسوفان با عصای استدلال و برهان فلسفی و عقلی به میدان شناخت گام نهاده و به مراحلی از معرفت راه یافته اند؛ روان شناسان از طریق تجربه با ابعادی از آن آشنا شده اند؛ عارفان از طریق ریاضت و مکاشفه حقایقی را کشف کرده اند؛ زاهدان و عابدان از طریق زهد و عبادت مدارجی را طی کرده اند؛ مجاهدان و جانبازان از طریق جهاد و ایثار و فداکاری به مراتبی والا رسیده اند؛ نیکوکاران از طریق خدمت به بندگان خدا در وادی تقرب و معرفت گام نهاده اند و خلاصه هر کس از هر راهی به دنبال گمشده اش می‌گردد،[4] اما راه درست راهی است که با ترکیب دو شناخت علمی و عملی به دست آید.


5af16c25ddbaa.jpg

الف: شناخت علمی
درست است که شرط اول برای ساختن نفس و تهذیب و تکمیل آن، شناختن نفس است، اما گام اول، شناخت علمی و نظری آن است. این که انسان بداند کیست، چه جایگاه و ارزشی دارد، آیا او نیز مانند دیگر حیوانات است یا با آنها فرق دارد، تفاوت او با دیگر موجودات در چیست، و جواب به سؤالاتی دیگر از این قبیل.
اگر کسی این شناخت را پیدا نکند و ارزش های وجودی نفس خویش و موهبت های عالی و استعدادهای درونی آن را نشناسد، در تربیت، تقویت و فعلیت بخشیدن به آنها سعی نمی‌کند و برای بهره برداری از آنها کوششی انجام نمی‌دهد؛ زیرا کوشش شخص درباره هر چیز بسته به اندازه شناختی است که از آن دارد. چه بسیار مواهب و قدرت ها و استعدادها که در دسترس قرار نمی‌گیرد و از آنها سودی حاصل نمی‌شود تنها بدان جهت که شناخته نشده، کشف نگردیده، در گوشه ها مجهول مانده و کم کم از میان رفته است. به همین جهت است که حضرت علی (ع) به شناخت خود، تأکید می‌کنند.
کوشش شخص درباره هر چیز بسته به اندازه شناختی است که از آن دارد.
ب: شناخت عملی
معرفت نفس یا خودشناسی مراحل و مراتبی دارد. پس از آن که آدمی نفس خود را به صورت علمی و نظری شناخت، لازم است که از طریق تجربی و عملی نیز به شناختن آن بپردازد. همچنین از توانایی های خود در مورد هر کار و روبه رو شدن با واقعیت ها آگاه شود. این شناخت، بسیار پر فایده و ارزشمند است؛ زیرا به آدمی مدد می‌رساند تا کمبودهای مربوط به نفس خود را به اندازه ای که ممکن است جبران کند. اهمیت این کار بر هیچ فرد آگاهی پوشیده نیست. اگر این کار صورت نگیرد، انسان به خاطر نشناختن خویش، خود را به هلاکت می‌رساند.
همان گونه که امام على (ع) فرمودند: «اگر آدمی قدر خود را نشناسد، هلاک می‌شود.»[5] شناخت واقعی تنها با آگاهی علمی حاصل نمی‌شود؛ زیرا ممکن است این آگاهی به خطا رود و فرد شخصیت خود را به درستی پیدا نکند به عنوان مثال کسانی که خودشیفته می‌شوند و یا افرادی که اعتماد به نفس ندارند، به افرادی هستند که شناخت صحیحی نسبت به خود پیدا نکرده اند. هنگامی شناخت خود کامل می‌شود که بعد از شناخت علمی، نفس را در میدان عمل امتحان کنیم تا متوجه شویم برداشت هایی که نسبت به خود داشتیم درست سه بوده است یا خیر؟



منبع: جهانی بزرگ درون توست، سیدعلی پورحسینی، موسسه خدمات مشاوره‌ای جوانان و پژوهش های اجتماعی آستان قدس رضوی، 1391.

---------------------------
پی‌نوشت ‌ها:
[1]. معجم الفاظ غررالحکم و دررالکلم، ص1373، ح1458.
[2]. غررالحکم، ص332، ح4664.
[3]. تربیت اسلامی در معیار عمل، ص71.
[4]. نقطه آغاز در اخلاق عملی، ص55.
[5]. بحارالانوار، ج27، ص86.

مطالب مرتبط