داستان کودکانه " به فکر هم باشیم "

به فکر هم باشیم

به فکر هم باشیم

تا حالا شده که خیلی گرسنه باشی ، اما غذایی نباشد که بخوری ؟ اگر این وضعیت برایت پیش آمده باشد می فهمی که چه می گویم . مثلا داری از مدرسه برمی گردی و خیلی گرسنه ای . در طول مسیر به این فکرمی کنی که وقتی به خانه رسیدی چه چیزی بخوری . وقتی هم که به خانه می رسی می فهمی ازغذا خبری نیست ومامان هم مریض و بی حال است .

5b728994f2b42.jpg


حالا یک سئوال می پرسم : آیا وقتی خودمان سر سفره غذاهای خوشمزه می نشینیم نباید به فکر بچه ها و بزرگترهای فقیر و گرسنه باشیم ؟ می خواهم خاطره ای از امام رضا علیه السلام تعریف می کنم . امام هشتم مثل بقیه امام های مهربان ، به فکر فقیران بودند . #امام_رضا علیه السلام هر وقت سر سفره غذا می نشستند قبل از شروع غذا خوردن ، ازهر کدام از غذاهایی که سر سفره بود مقداری برمی داشتند و در ظرف جدایی می گذاشتند بعد هم از دوستان شان می خواستند که غذاها را به دست فقرا برسانند .[1]
نادر یکی از دوستان امام رضا علیه السلام تعریف می کرد : روزی ما در حال میوه خوردن بودیم که امام رضا علیه السلام وارد خانه شدند در همین هنگام یکی از خدمتکاران سیبی را که تا نیمه خورده بود به کناری انداخت . امام رضا علیه السلام از رفتار آن خدمتکار بسیار ناراحت شدند و فرمودند :" پناه بر خدا اگر شما به آن سیب نیاز نداشتید افراد زیادی هستند که به آن نیاز دارند ..." امام رضا علیه السلام به ما سفارش کردند که اسراف نکنیم و اگر به غذا یا لباس یا هر چیز دیگری نیاز نداریم آن ها را به دیگران بدهیم تا از آن استفاده کنند .[2]



-----------------------------------------------------
پی نوشت:
[1] محمدبن یعقوب کلینی ، کتاب الکافی ، ج4 ، ص 52 ، حدیث 12
[2] محمد باقر مجلسی ، کتاب بحارالانوار ج 63 ، ،" ص118 ، حدیث 4 ، احمدبن محمدبن خالد برقی ، کتاب المحاسن ، ج2 ، ص 441 ، حدیث 304


مطالب مرتبط