به نظر می رسد اگر نگاه خود را درباره باورهای غیرمنطقی تغییر دهید، توانسته اید مانع فروریختن بنای زندگی و ارتباط زناشویی کارآمد خود شوید.

باورهای بی صدا اما خطرناک

باورهای بی صدا اما خطرناک

«بن بست»... زن روی این کلمه مکث می کند و بعد ادامه می دهد: آقای مشاور! زندگی ما به بن بست رسیده است. سر هر مساله کوچکی بحث می کنیم. انگار اضطراب های متحرکیم. مثل بمب های آماده انفجاریم. کارمان زود به دعوا می کشد، آن هم مشاجره هایی که هیچ وقت به نتیجه نرسیده، جز این کلافگی که حالا مرا به این جا کشانده است.

یکی از دشواری های عمده زوجین در روابط زناشویی، برخورد مناسب با اختلاف ها و نظرهای متفاوت است. آنان، گاه این پرسش را مطرح می کنند که وقتی میان ما اختلافی درمی گیرد، گفت و گو در اندک مدتی به مشاجره و درگیری می کشد. حتی بارها تصمیم گرفته ایم که با آرامش با یکدیگر صحبت کنیم و مسائل را حل کنیم اما مانند بسیاری از موارد مسئله با مشاجره ای حل نشده رها می شود.
به طور معمول، دو فرد که با یکدیگر روابط عاطفی دارند ولی رابطه جنسی ندارند راحت تر می توانند در اختلاف ها، منطقی باشند و کار را به درگیری نکشانند، اما چگونه زن و شوهری که با هم روابط عاطفی و جنسی دارند در اختلاف ها، بی درنگ مسئله را بیش از حد خودمانی می پندارند و آن گاه ناراحتی ها و دلخوری های دیگر را از یک، پنج، ده یا حتی سی سال پیش را به میان می کشند. بدین ترتیب، مسئله ای ساده به مشکلی ریشه دار با پیشینه ای طولانی تبدیل می شود.
باورهای بی صدا اما خطرناک
«مثلا وقتی من می گم: این فروشگاه اجناس خوبی نداره. اگه میشه بریم یه فروشگاه دیگه. راستی توی این خیابون یه مغازه هست که اجناس خیلی خوبی داره. بهم بگه: بی خود! من که از اول گفتم یا همین مغازه یا هیچ جا. تا حالا شده جایی ببرمت اشکال نگیری؟ همیشه همین طور بودی! چیزی که خودت می خوای باید اجرا بشه...».
در جریان یک اختلاف نظر یا سلیقه میان زن و شوهر، موضوع اختلاف موجب دعوا و مشاجره نمی شود، بلکه چگونگی برداشت از جایگاه و سخن طرف مقابل است که رنجش پیش می آورد. طبیعی است که وقتی مرد یا زنی از بیان همسرش برداشت کند که به مبارزه طلبیده شده است، می کوشد ثابت کند که حق با اوست. ناخودآگاه، قدرت، اثبات گری و حق طلبی، ارتباط محبت آمیز و صمیمیت را کنار می زنند، آن گاه واژه هایی رد و بدل می شوند که زن و شوهر در آن لحظه توجه ندارند چقدر شنیدنشان رنج آور است.
حالا بهتر است به مشکل این مراجعه کننده بپردازیم و حرف های همسرش را تحلیل کنیم:
نخست اینکه مرد بیان نظر یا سلیقه ای مخالف را به منزله حمله ای استراتژیک و اعلام جنگ پنداشت؛ دوم اینکه درخواست عادی همسرش را یک دستور یا امر و نهی شمرد.
طبیعی است که زن و مرد در این موقعیت، مقابل همسرشان مقاومت کند و حتی در برابر آن چه قبول دارند، بایستند. این باورهای اشتباه در سیستم های شناختی فرد فعال اند و می توانند در نظام فکری هر زن و مردی رسوخ کنند. چنین باورهایی بی صدا وارد می شوند و به شکلی غیر منطقی برای فرد نتیجه گیری می کنند. سر انجام نیز هیجان های منفی و رفتارهای نامناسب تولید می کنند.
شناسایی غیرمنطقی ها
«آقای مشاور! به من کمک کنید تا این باورهای نادرست را بشناسم».
به نظر می رسد اگر نگاه خود را درباره باورهای غیرمنطقی تغییر دهید، توانسته اید مانع فروریختن بنای زندگی و ارتباط زناشویی کارآمد خود شوید، اما پیش از برشمردن این باورها، خوب است ویژگی های کلی آنها را بشناسیم. شناختن ویژگی های خطاهای شناختی (یا همان باورهای غیرمنطقی) به شما کمک می کند که در هر موقعیتی بتوانید منطقی یا غیرمنطقی بودن فکر خود را تشخیص دهید.
1.یک فکر منطقی با اهداف مثبت زندگی رابطه دارد؛ درست برخلاف باور غلط که به بی بیراهه ی افکار منفی می رود. بنابراین، فکری که پیوسته مشاجره تولید کرده است با هدف مثبت زندگی سازگاری ندارد؛ مانند اینکه «اظهار نظر یا سلیقه ای مخالف نظر یا سلیقه من، نوعی اعلام جنگ است.»
2.در کیسه فکر منطقی، کلی دلیل و شاهد کافی وجود دارد. به عکس، فکر غیرمنطقی بدون هیچ شاهد و دلیلی، حکم قطعی و همیشگی را صادر می کند. در پس این فکر که «همیشه شباهت زن و شوهر به یکدیگر است که یک رابطه خوب و کارآمد را ایجاد می کند» چه شاهدی وجود دارد؟
3.فکر منطقی با واقعیت های شما سازگار است، برخلاف فکر غیرمنطقی که از واقعیت زندگی تان دور است: «در یک ازدواج خوب، نباید هیچ اختلاف نظری وجود داشته باشد». آیا می توانید ازدواجی را بیابید که چنین باشد؟

باور غلط و غیر منطقی به بی بیراهۀ افکار منفی می رود. بنابراین، فکری که پیوسته مشاجره تولید کرده است با هدف مثبت زندگی سازگاری ندارد.


لطفا اسامی «غیر منطقی ها» را اعلام کنید!
باور غیرمنطقی نخست: یک رابطه خوب و کارآمد، به شباهت زن و شوهر به یکدیگر بستگی دارد.
اغلب می بینیم که افراد می پندارند عامل ایجاد مشکل در رابطه آنان این است که شبیه هم نیستند و دید متفاوتی به زندگی دارند. جمله هایی مانند اینکه «ما اصلا شبیه هم نیستیم» از شایع ترین سخنان همسرانی است که با هم اختلاف دارند.
شما هرگز نمی توانید از دید همسرتان به مسائل نگاه کنید. اگر به حالت ها و رفتارهای خود به دقت بنگرید، درمی یابید که به ندرت دوست دارید از دید او به دنیا بنگرید، چون شما کاملا با او فرق دارید. شما از نظر ژنیتیکی، فیزیولوژیکی و روانی با او متفاوتید. موقعیت شما با او فرق دارد و ارزش های متفاوتی دارید. به حکم قرآن، تفاوت زن و مرد به دلیل آن است که گونه ای آفریده شده اند تا نیازمند دیگری باشند. از مجموع آن دو، واحدی کامل به وجود می آید که در کنار هم به آرامش برسند.1 پس گمان نکنید که یک رابطه خوب و کارآمد به شباهت زن و مرد بستگی دارد.
باور غیرمنطقی دوم: یک ازدواج خوب، همیشه به رابطه ای عاشقانه نیازمند است. شما باید در زندگی روابط رمانتیکی داشته باشید. خودتان را گول نزنید! حقیقت این است که عاشق بودن به این معنا نیست که همیشه در حال عشق ورزی باشید. نتیجه این فکر آن است که اگر زمانی با همسرتان به مشکلی دچار شدید، احساس شکست می کنید، زیرا میان دعوا عشق تقسیم نمی کنند. بنابراین اختلافی کوچک را با شکست در زندگی زناشویی برابر می دانید. این احساس شکست همان است که در شما تنش ایجاد می کند و آرامش را می برد. انتظار نمی رود که شما در استرس و فشار روانی بتوانید دقیق و منطقی رفتار کنید.
باور غیرمنطقی سوم: در ازدواج موفق، مشکل و اختلاف نظری وجود ندارد. آیا شگفت آور نیست، زن و مردی که پیش از ازدواج بارها مشکلات و اختلاف نظرهایی را با پدر، مادر، خواهر، فامیل یا دوستانشان تجربه کرده اند، حال خوشبختی زناشویی را در نبود مشکل و اختلاف نظر با همسر خویش بدانند؟ البته که این اشتباه است. مسئله ای غیرمنطقی که بسیاری از مردم آن را باور دارند این است که خوشبختی را به نبود مشکلات ربط می دهند. این باور غیرمنطقی است؛ زیرا همچنان که گفتیم با واقعیت زندگی ما مطابقت ندارد.
باور غیرمنطقی چهارم: لازمه داشتن یک رابطه خوب و کارآمد، داشتن علایق مشترک است.
شاید شما و همسرتان علایق مشترکی دارید که هر دو را بسیار خوشحال می کند. یعنی در مواردی هر دو از موضوعی لذت می برید یا از مسئله ای، به طور هماهنگ متنفر می شوید. اما آیا همیشه این گونه خواهد بود. آیا لازمه داشتن رابطه ای خوب و کارآمد داشتن علایق مشترک و مانند هم است؟ اگر چنین نبود، چه می توان کرد؟ پیشنهاد می کنیم این علایق را بیابید تا بیشتر لذت ببرید و احساس آرامش داشته باشید. به جای اینکه فکر کنید همسرتان نیز باید به آنچه شما دوست دارید، علاقه مند باشد، به این بیندیشید که به علایق، رفتارها و عادت های معمولی و ویژه یکدیگر احترام بگذارید.


به جای اینکه فکر کنید همسرتان نیز باید به آنچه شما دوست دارید، علاقه مند باشد، به این بیندیشید که به علایق، رفتارها و عادت های معمولی و ویژه یکدیگر احترام بگذارید.

باور غیرمنطقی پنجم: ازدواج خوب و موفق، ازدواجی صلح آمیز و بدون مجادله است.
این نیز اشتباهی دیگر است! بسیاری از زنان و مردان از مجادله می ترسند. ترس آنان به طور عمده از این است که می پندارند مجادله یا خشونت، نشانه شکست در زندگی زناشویی است. واقعیت چیست؟ مجادله در فضای خانواده نه خوب است و نه بد. خوب نیست؛ چون هر مشاجره یا خشونتی موجب از بین رفتن آرامش اعضای خانواده می شود و روابط گرم و صمیمی را سرد می کند. بد هم نیست، یعنی آن قدر فاجعه بار نیست که شما را فردی شکست خورده در زندگی زناشویی نشان دهد.
باور منطقی ششم: در یک ازدواج خوب، همسران اجازه دارند همه احساسات خود را ابراز کنند.
شاید بسیاری از ازدواج ها به شکست انجامیده اند؛ تنها به این دلیل که همسران نتوانسته اند یکدیگر را برای گفتن حرفی هنگام عصبانیت و خشم ببخشند. زن و شوهر – هر چند هیچ فضای خصوصی ای برای یکدیگر باقی نگذاشته باشند – پیش از آنکه به خود اجازه بدهند کلامی ناخوشایند بر زبان بیاورند یا احساسی نامناسب را ابراز کنند، باید به این بیندیشند که همسر وی با هر خطایی که مرتکب شده، امانتی از سوی خداست.
باور غیرمنطقی هفتم: یک ازدواج خوب، به رابطه جنسی ارتباطی ندارد.
این را حتی برای یک دقیقه باور نکنید. نزدیکی جنسی در ازدواج همه چیز نیست ولی یک رابطه خوب به اندازه ده درصد، زمینه را برای روابط صمیمی میان زن و شوهر فراهم می کند. ناکارآمدی در این رابطه نیز نود درصد در روابط صمیمی آنان تاثیر منفی می گذارد. شاید ده و نود درصد، آمار دقیقی نباشد اما می تواند در یک جمله، اهمیت موضوع را برساند. یک رابطه خوب، رفع تنش، احساس آرامش، امنیت و همراهی بیشتر با همسر را در پی دارد. بنابراین این سخن که برای من رابطه جنسی اصلا مهم نیست جای بسی تامل دارد.
باور غیرمنطقی هشتم: برای موفق بودن در روابط میان همسران، الگو و راه حل خاصی وجود دارد.
از آنجا که زندگی یک بار تجربه می شود، هیچ راه مشخصی برای نشان دادن حمایت از همسر و عشق به او وجود ندارد؛ همچنین راه ویژه ای برای شما در مسیر تربیت بچه ها، ارتباط با فامیل همسر و حل مشکلات یا سختی های زندگی. شما با میلیون ها انسان، حتی در اثر انگشت متفاوتید. چه رسد به ویژگی های شخصیتی، سبک زندگی، چگونگی تفکر و ... اما در هر نظامی، از جمله خانواده اصولی وجود دارد که مهم است شما با این اصول راحت باشید و قواعدی را برای خود تعیین کنید. بنابراین نکوشید خودتان را با دیگران مقایسه کنید؛ برای مثال بخواهید خود را با رفتارهای تعیین شده دیگران مطابق سازید. با توجه به اصول و بهتر از همه، اصولی که دین کامل اسلام درباره نظام خانواده به شما عرضه کرده است، شخصیت، سبک زندگی همسرتان و موقعیت خود را در نظر بگیرید و سبکی کارآمد در زندگی خانوادگی بسازید.



فهرست منابع:
1- محمدی ری شهری، محمد، تحکیم خانواده از نگاه قرآن و حدیث، مشغر، 1387.
2- مک گراو، فیلیپ، نجات ازدواج، ترجمه طاهره لبافی، پیک بهار، 1382.
3- هاک، پل، موفقیت در تربیت فرزندان، ترجمه حسین صفوریان، رشد، 1386.
4- جان بزرگی، مسعود و ناهید نوری، شیوه های درمانگری و اضطراب و تنیدگی، سمت، 1382.
5- طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی التفسیر القرآن، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1417.



-------------------------------------------
پی نوشت ها:
1 . محمدحسین طباطبایی، المیزان فی التفسیر القرآن، ج16، ص166.


مطالب مرتبط