محمد ولی اسدی،نائب التولیه آستان قدس رضوی در اواسط دوران حکومت پهلوی اول،بی شک یکی از شخصیت‌های اصلی

اسدی،نائب التولیه خاکستری

اسدی،نائب التولیه خاکستری

نوشتاری از:رضا سلیمان نوری
مقدمه
محمد ولی اسدی،نائب التولیه آستان قدس رضوی در اواسط دوران حکومت پهلوی اول،بی شک یکی از شخصیت‌های اصلی و به عبارت بهتر مهم‌ترین شخصیت غیر روحانی #قیام_گوهرشاد است.او که مردی کاملا هماهنگ با رضا شاه بود در جریان این ماجرا ،تلاش کرد تا بر خلاف رویه سال‌های قبل تاحد امکان در شان وجایگاه ثامن الحجج(ع) را حفظ کند. اقدامی که مخالفت وی با تغییر کلاه کارکنان آستان قدس و اجرای طرح متحدالشکل لباس مردان و کشف حجاب زنان بروز پیدا کرد و بدین گونه او را از یک فرد مطیع به آدمی خاکستری تبدیل کرد.تغییر حالتی که به بهای جان نائب التولیه خاکستری عصر پهلوی اول تمام شد.
در خدمت خاندان علم
محمدولی اسدی سال ۱۲۵۷ شمسی در خانه یکی خرده مالکین بیرجند به دنیا آمد. تحصیلات خود را براساس رسم زمان در مکتب خانه آغاز کرد و سپس با تاسیس مدرسه معصومیه توسط محمداسماعیل خان شوکت‌الملک اول در آن مکان ادامه داد. مدتی را به عنوان شاگرد در محضر درس حاج شیخ محمدباقر مجتهد گذراند و همزمان به دلیل حسن خط به ارگ حکومتی بیرجند راه یافت. سال 1321 قمری به همراه محمدابراهیم علم و محمداسماعیل شوکت الملک راهی تهران شد.پس از فوت محمداسماعیل خان،لقب وی به برادرش محمدابراهیم خان رسید و او نیز ، محمدولی را به سمت منشی و محرر خود انتخاب کرد. محمدولی به مرور زمان تا منصب قائم مقام شوکت‌الملک پیش رفت. اعتماد شوکت‌الملک به اسدی در حدی بود که هنگام قیام کلنل محمدتقی خان پسیان، به عنوان نماینده او برای گفت‌وگو با آن سردار آزاده راهی مشهد شد.
دوران تهران
اسدی چندی بعد با نظر امیر شوکت‌الملک به عنوان نماینده مردم سیستان در مجلس چهارم مشروطه راهی تهران شد تا دوره جدیدی از زندگی او آغاز شد. دوره‌ای که وی در پایان آن به یکی از یاوران اصلی پهلوی اول تبدیل شد.خانه اسدی در این دوران مرکز تجمع سیاستمداران و نمایندگان طرفداران سردار سپه بود.او در دورة پنجم مجلس شورای ملی به صف جمهوری‌خواهان پیوست و در جلسة 9 آبان 1304 نیز به تغییر سلطنت قاجار رأی مثبت داد.
دوران نیابت التولیت
اسدی پاداش این همراهی کامل با #رضا_شاه را 4 اسفند 1304 با انتصاب به مقام نیابت تولیت آستان قدس رضوی دریافت کرد.او که عنوان تولیت را مخصوص شاه می‌دانست و در مکاتبات سمت خود را نیابت تولیت عظمی ثبت می‌کرد، در طی 9 سال حضور خود در این مقام تلاش بسیار کرد تا ضمن سر وسامان دادن به امور آستان قدس و شهر مشهد تا حد امکان اوامر و دستورات پهلوی اول را بومی سازی کرده و براساس شرایط دینی مشهد به اجرا گذارد. برهمین اساس تلاش داشت تا رابطه خوبی با علما و روحانیون درجه اول مشهد داشته و خود را رابط بین شاه و ایشان جلوه دهد. تنظیم نظام‌نامه جدید آستان قدس، تبدیل دارالشفا به بیمارستان امام رضا(ع)، انتقال آب گناباد به مشهد، احداث کارخانه بزرگ برق، ایجاد مجموعه کوهسنگی، احداث فلکه‌ای برگرد حرم مطهر رضوی و احداث خیابان‌های تهران و طبرسی از جمله اقدامات عمرانی او در این دوران بود.
آغاز سقوط
روابط رضا شاه با اسدی تا سال 1313 شمسی بسیار گرم بود اما در این سال مخالفت علی اکبر پسر بزرگ اسدی با درخواست ازدواج اشرف، باعث کدورت شاه از اسدی شد. رضاخان که علاوه بر این امر وضعیت فعالیت روحانیون در مشهد نیز باعث ناراحتیش از اسدی شده بود،پس از چندی فتح‌الله پاکروان را به عنوان استاندار خراسان معرفی کرد و او هم از همان ابتدا حضور در مشهد بنای مخالفت با اسدی را گذاشت. اوج این اختلاف در ماجرای تعویض کلاه بروز کرد. اسدی با توجه به جو مشهد به بهانه امکان حمله عوام به کارمندان آستانه به دلیل استعمال کلاه اروپایی از اجرای این دستور خودداری کرد اما پاکروان، این نکته را به تهران منعکس ساخت و شرایطی را به وجود آورد تا وی اسدی و اعضای آستانه مجبور به تمکین شده و عکسی دستجمعی با کلاه شاپو به دفتر مخصوص شاه ارسال کنند.
واقعه گوهرشاد
از یک سو نایب تولیت سعی داشت تا با نزدیکی به علما وزنه اجتماعی خود را افزایش دهد و از دیگر سو استاندار، هر روز بیشتر به مالکان اطراف شهر و قوای نظامی نزدیک می‌شد. این وضعیت تا جریان وقوع حادثه مسجد گوهرشاد ادامه داشت. اسدی که خود از مشوقان برخی علما برای تحصن و اعتراض در برابر کشف حجاب و تغییر کلاه بود با شروع اجتماع اعتراضی مردم در مسجد گوهرشاد و حرم مطهر به فریمان رفت اما با اطلاع از صدور دستور قتل عام مردم توسط شاه به شهر برگشت و برای نجات جان تعدادی از روحانیون طراز اول حاضر در تحصن ،آنان را به دفتر خود فراخواند و تا پایان درگیری نگه داشت.
پایان دوران اسدی
مخالفان اسدی موقعیت پیش آمده را فرصت مناسبی برای کنار زدن او تلقی کردند. برهمین اساس پاکروان گزارش‌های منفی چندی علیه او به دربار فرستادکه نتیجه آنها، محمدرفیع نوایی به عنوان رئیس شهربانی به مشهد و معرفی شدن اسدی از سوی او به عنوان عامل اصلی تحریک مردم در ماجرای گوهرشاد بود. در گزارش‌های مشترک پاکروان و نوایی،اسدی متهم شد که تعدادی از اهالی روستاهای اطراف مشهد را تحریک کرده که با چوپ و چماق به یاری تحصن‌کنندگان بشتابند که این اقدام کشته و زخمی شدن تعداد زیادی از نظامیان را در پی داشته است.او همچنین متهم به فراری دادن،بهلول شد.از پایان ماجرای گوهرشاد تا 4 آذر 1314، اسدی همچنان در سمت خود باقی بود و در طول این مدت هر روز پرونده‌اش سنگین‌تر می‌شد تا سرانجام در این روز توسط مأموران شهربانی بازداشت شد. او مدت کوتاهی زندانی بود تا اینکه در 28 آذر 1314 دادگاهی نظامی به ریاست عباس البرز، تشکیل و وی به اتهام به خیانت به میهن محکوم به اعدام گردید. حکمی که ساعت هفت صبح 29 آذر حکم به اجرا درآمد و اسدی تیرباران شد.
اعاده حیثیت
پیکر اسدی پس از تیرباران به عنوان یک خائن در قبرستان پایین خیابان مشهد و در مجاورت شهدای مسجد گوهرشاد دفن شد اما این هم جواری دیری نپائید و پس از شهریور ۱۳۲۰ ، فرزندان اسدی جسد پدر خود را از گورستان عمومی به مقبره اختصاصی او در حرم مطهر رضوی انتقال دادند.
*کارشناس ارشد ایرانشناسی و خراسان پژوه
مآخذ:
1_ تاریخ بیست ساله ایران. حسین مکی. ج6.
2_ بهارستان در تاریخ و تراجم رجال قاینات و قهستان. محمدحسین آیتی.
3_ شرح حال رجال ایران. مهدی بامداد. ج۴.
4_ تاریخ مشهد الرضا. احمد ماهوان.
5_ زیر تیغ. سیف الله وحیدنیا.
6_ رضاشاه و قشون متحدالشکل.دکتر باقر عاقلی.


مطالب مرتبط