بازی، عاملی است برای تقویت فعالیت های ذهنی، عقلی، اجتماعی، عاطفی و سلامت کودک.

اتل متل یه بازی

اتل متل یه بازی

سرو صدای حسام از توی اتاقش بلند شده بود. چند دقیقه پیش خواسته بود که برویم توی کوچه و با هم فوتبال بازی کنیم، ولی من گفته بودم که هم قدش نیستم و او خودش باید راهی برای سرگرم کردن خودش پیدا کند؛ این مشکل هر روز ما بود. تلویزیون را روشن کردم. وای! باز هم یک میز گرد دیگر. هیچ حوصله نداشتم. تا آمدم کانال را عوض کنم شنیدم: «بله بینندگان عزیز! بازی، تفکر کودک است...»
جلوی تلویزیون چهار چشمی خیره شدم به صفحه. کارشناس یک روحانی جوان بود که تحصیلات دانشگاهی داشت.
-کودک شما موقع بازی به آزمایش گری، تقلید، مذاکره، ایجاد آمادگی و مرور ذهنی موقعیت های زندگی واقعی می پردازد.
خنده ام گرفت. برای یک لحظه، زکریای رازی را هنگام کشف الکل تصور کردم که مجری گفت: اگر امکان دارد کمی هم از اهمیت بازی در اسلام بگویید. حاج آقا مکثی کرد و ادامه داد: «حضرت امام جعفر صادق (ع) می فرمایند: «بگذار پسرت تا هفت سالگی بازی کند.»[1] این سخن با تعبیر دیگری از پیامبر اکرم (ص) هم آمده که :«فرزندت تا هفت سالگی سروری کند.»[2]
بنابراین با کمی تامل در این روایات به این نتیجه می رسیم که مرحله پیش از هشت سالگی مرحله بازی است و پدر و مادر باید کودک را در بازی کردن آزاد بگذارند؛ به جز بازی های خطرناک که باید جلوی او را بگیرند.

5b3722df264c0.jpg

فایده های بازی
داشتم با خودم فکر می کردم که اصلا این بازی چه فایده ای دارد که اسلام این قدر به آن سفارش کرده است؟ حاج آقا، انگار که فکر مرا خوانده باشد گفت: بازی در مرحله خردسالی و پس از آن، از نیازهای ضروری کودک شمرده می شود.پیامبر (ص) فرمودند: بازیگوشی بچه در خردسالی نشانگر فزونی عقل او در بزرگسالی است.[3] در روایت ارزشمند دیگری هم از امام کاظم (ع) آمده است: بازیگوشی کودک در کودکی نیکوست، چرا که سبب بردباری او در بزرگسالی می شود.[4] نتیجه بازی و اثر واقعی بازی در بزرگسالی نمایان می شود، هم چنین کودک از طریق بازی روش های تسلط بر خود، کمک به دیگران و اعتماد به نفس را فرا می گیرد.
تازه فهمیدم که چرا وقتی من از خستگی جان در بدن ندارم، این بچه از در و دیوار بالا می رود. مجری پرسید: «آیا بازی در رشد ذهنی هم اثر دارد؟» حاج آقا گفت: «بله بازی سرعت رشد ذهنی کودک را بالا می برد؛ با بازی رشد شناختی کودک آسان تر می شود؛ هم چنین بازی برای رشد مهارت های ذهنی بسیار اساسی و مهم است. کشف دنیای اطراف، بخش دیگری از فلسفه بازی است که کودک حس کنجکاوی خود را از این طریق ارضا می کند؛ بنابراین می توان گفت بازی، عاملی است برای تقویت فعالیت های ذهنی، عقلی، اجتماعی، عاطفی و سلامت کودک. کودک سالم به بازی عشق می ورزد، به حقیقت با آن زندگی می کند و دنیایی جز بازی نمی شناسد.»


کودک سالم به بازی عشق می ورزد، به حقیقت با آن زندگی می کند و دنیایی جز بازی نمی شناسد.

با خودم گفتم یعنی بازی این قدر برای یک کودک ضروری است؟ حاج آقا ادامه داد: «ما نمی توانیم کودکی را تصور کنیم یا ببینیم که بازی نمی کند. حتی پیامبران و شایستگان هم از این مرحله عبور کرده اند؛ مثلا در ماجرای حضرت یوسف (ع) قوی ترین منطقی که حضرت یعقوب را تسلیم خواسته فرزندان کرد، این بود که یوسف نیاز به تفریح دارد. برادران یوسف گفتند: تو را فردا با ما بفرست تا بگردد و بازی کند و قطعا ما نگهبانان او خواهیم بود.[5] در روایات آمده است: مومن باید زمانی را برای تفریح و بهره برداری از لذت های حلال اختصاص دهد تا به وسیله آن بر انجام سایر کارها موفق گردد.»[6]


5b372314426cf.jpeg


بازی و سلامت کودک
مجری پرسید: «می شود گفت که بازی نشانه و ملاکی برای سلامتی اوست؟»
کارشناس برنامه جواب داد: «همین طور است که می فرمایید. اگر کودکی بازی نمی کند باید به سلامتش شک کرد و به فکر درمان بود. پس اگر کودک شما بسیار آرام، بدون جنب و جوش، سر به زیر، کم حرف و بدون دوستی بود که با او بازی کند، خوشحال نشوید که به به! چه فرزند مودب و ساکتی دارم؛ بلکه بررسی کنید که چرا کودکی که باید در این سن از در و دیوار بالا برود این طور گوشه گیر و ساکت شده است.
انسان نیاز به حرکت و جنبش دارد که بازی بخش مهمی از این نیاز را پاسخ می دهد. هر فرد برای رشد ذهنی و اجتماعی خود نیازمند تفکر و اندیشه است. آمادگی جسمی و روحی برای مقابله با مشکلات، بخشی از فلسفه بازی کودکان است؛ بنابراین هر چه بازی گسترده تر، پیچیده تر و اجتماعی تر می شود، کودک از مصونیت روانی بیشتری برخودار خواهد شد.»
نقش بازی در آموزش تعالیم دینی
مجری گفت: «پیامکی به دستمان رسیده که در آن پرسیده اند شما درباره دیدگاه اسلام درباره بازی صحبت کردید، ولی آیا بازی می تواند در آموزش تعالیم دینی و تربیت کودک هم نقش داشته باشد؟»
حاج آقا جواب داد: «بله! یکی از مهم ترین وظایف والدین، تربیت مذهبی کودکان و نوجوانان و آموزش تعالیم دینی به آنهاست. مذهب و ایمان از شگفتی های دنیای کودکان است. کودک، فطرتی خدا آشنا دارد. اما باید توجه داشت که جهان کودک، جهان محسوسات و مشهودات است و عمل عمده و اساسی این دوره را بازی تشکیل می دهد؛ بنابراین اگر بخواهیم مفاهیم انتزاعی مانند خدا، مرگ، قیامت، و پاداش و عقاب را به کودکان آموزش دهیم، باید این مفاهیم انتزاعی را بر اساس ویژگی های محسوس توضیح بدهیم و آن ها را در قالب بازی ها و داستان های کودکانه بیاموزیم.[7]
خلاصه اینکه اگر تعالیم دینی در قالب های کودکانه و به نرمی آموخته شوند، علاوه بر اینکه جالب هستند و دافعه ندارند، پایدار هم نخواهند ماند.
بازی با کودک
کارشناس برنامه ادامه داد: «یکی از مباحثی که درباره بازی اهمیت دارد بازی کردن با کودکان است؛ مشارکت پدر و مادر یا یکی از آن دو در بازی کودکان یک نیاز جدی است و این امر یکی از مهم ترین عوامل رشد توانایی های کودک است ولی باید توجه داشت که بازی با کودک دو شرط اساسی دارد؛ 1- کودک شدن؛ 2- آزادی.»
1-کودک شدن
کودک شدن؟ این دیگر چه صیغه ای است؟ حالا همین مانده که من با این قد و هیکلم سوار دوچرخه شوم و... لابد باید پستانک هم بخورم. حاج آقا ادامه داد: «با بچه ها باید بچه بود. بهترین راه مشارکت در بازی این است که والدین متناسب با سطح فکری و زبانی کودکان، با عبارت ها و کلمه هایی که بچه ها معنی آنان را می فهمند حرف بزنند و طوری با آنان بازی کنند که انگار خودشان هم کودکند. پیامبر (ص) در این باره فرموده اند: «هر کس کودکی دارد، باید با وی رفتاری کودکانه داشته باشد.»[8] در ضمن تاکید دیگر دین بر این است که نباید از کودکان توقع داشت که مثل بزرگترها رفتار کنند. بچه باید بچگی و بازی کند به خاطر همین کودک تا هفت سالگی امیر خانه به حساب می آید.


نباید از کودکان توقع داشت که مثل بزرگترها رفتار کنند. بچه باید بچگی و بازی کند به خاطر همین کودک تا هفت سالگی امیر خانه به حساب می آید.


تا این حرف را شنیدم یاد حسام افتادم که چند روز پیش با تکه ای چوب و کش برای خودش یک تیروکمان درست کرده بود و کلی ذوق می کرد که این را خودم درست کردم، این را خودم درست کردم.

2-آزادی

کارشناس برنامه عینکش را روی چشم جابجا کرد و گفت: «و اما شرط دوم آزادی کودک در بازی است. به این معنی که پدران و مادران تا زمانی که نوع بازی برای کودک یا دیگران خطرناک نیست و با اخلاق عمومی منافات ندارد نباید در تعیین وقت، نوع و روش بازی دخالت کنند. کودکان در خردسالی دوست ندارند که پدر و مادر در بازی شان دخالت کرده و پی در پی به آن ها امر و نهی کند. رسول خدا نیز حسن و حسین را کاملا آزاد گذاشته بودند و آنان نیز برخی اوقات بر پشت پیامبر سوار می شدند و می گفتند: حلٌ حلٌ! یعنی یالله برو!
پیامبر (ص) نیز به ایشان می فرمودند: «نعم الجمل جملکما! یعنی خوب شتری است شتر شما![9]
خوب است بدانید بهترین بازی از دیدگاه کودک هم بازی خوب است که خودش آن را ابداع یا انتخاب کرده و یا راه جدیدی برای اجرایش یافته است. کودک از پیاده کردن یک روش ویژه در استفاده از اسباب بازی ها لذت می برد.
دانشمندان علوم تربیتی و روان شناسان هم بر آزاد گذاشتن کودک در بازی تاکید می کنند و می گویند، هنگامی که کودکان برنامه ویژه ای برای انجام کارهای خود در نظر گرفته اند، مانعشان نشوید، زیرا استمرار در اجرای نقشه ای ویژه، بدون توجه به موانع موجود در راه پیاده کردن آن، عامل مهمی در شکل گیری شخصیت کودکان محسوب می شود، اما هر زمان که برای رفع بخشی از مشکلات پدید آمده در بازیشان به کمک شما نیازمند شدند، به کمکشان بشتابید.»
پایان دادن به بازی
مجری برنامه گفت: «برخی از بینندگان گفته اند بعضی از بچه ها وقتی شروع به بازی می کنند دیگر نمی شود به بازی شان پایان داد و حتی موقع ناهار یا شام هم سر سفره نمی آیند. برای مشکل چه پیشنهادی دارید؟»
حاج آقا جواب داد: «ببینید! درباره کودکان بزرگتر می توان هنگام شروع بازی اعلام کرد که مثلا تا ساعت دوازده فرصت دارید و ده دقیقه مانده به پایان بازی اعلام کرد که تا ده دقیقه دیگر باید بازی را به پایان برسانید، ولی در مورد کودکان خردسال، بهترین شیوه داخل شدن در جریان بازی است. به عنوان مثال کودک چهار ساله ای با هم سالان خود مشغول بازی است. مادر کودک ظرفی را در دست می گیرد و با قطعه ای چوب روی آن می کوبد و می گوید: «این جا کودکستان است و وقت ناهار فرارسیده است. طبق دستور مربی همه به سوی ناهار.»
برایم جالب بود. برنامه را تا آخر نگاه کردم و یادداشت برداشتم. حالا دیگر به اهمیت بازی پی برده بودم حسام را بهتر درک می کردم و احساس خوشایندتری به بازی با او داشتم.

نویسنده: علی محمد صالحی


فهرست منابع:
1. قرآن کریم.
2. طبرسی، الحسن بن الفضل، مکارم الاخلاق، قم، دارالکتب الاسلامیه، 1371.
3. علامه مجلسی، بحارالانوار، بیروت الوفاء، 1362.
4. محمدبن علی بابویه، (شیخ صدوق)، من لا یحضره الفیه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1390ه . ق.
5. شجاعی، محمد صادق، بازی کودک در اسلام، قم، مرکز پژوهش های صدا و سیما، 1383.
6. پیتر هیوز، فرگاس، روان شناسی بازی، ترجمه کامران گنجی، تهران، رشد، 1384.
7. موثقی، هایده، روان شناسی بازی، انتشارات دانشگاه آزاد، 1380.
8. شرایدن، مری دی، بازی و رشد کودک از تولد تا شش سالگی، ترجمه حمید شبانی حصار، مشهد، به نشر، 1381.
--------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
[1]. طبرسی، مکارم الاخلاق، ص222.
[2]. همان.
[3]. کنرالاعمال، ح3074.
[4]. تستحبُ عرامه الصبی فی صغره لیکون حلیما فی کبره.
[5]. یوسف، آیه 12.
[6].نهج البلاغه، حکمت390.
[7]. بازی کودک در اسلام، ص74.
[8]. من لا یحضره الفقیه، ج3، ص312، باب فضل الاولاد.
[9]. بحارالانوار، ج43، ص296.


مطالب مرتبط