اهل انصاف حق دیگران را هر چند دشمن یا مخالف باشند، ضایع نمی کنند.

آیا ما منصف هستیم؟

آیا ما منصف هستیم؟

معمولا انسان ها در مواجهه با این گونه مباحث خود را از این مشکلات رفتاری و اخلاقی مبرا و منزه می دانند. به همین علت برای اینکه بحث جدی تر دنبال شود، لازم است در ابتدا تکلیف خود را مشخص نماییم و بدانیم که آیا ما اهل انصاف هستیم؟ برای یافتن جواب این پرسش لازم است به خصوصیات و روحیات اهل انصاف بنگریم تا تشخیص دهیم که چقدر در برخورد با دیگران انصاف را رعایت می کنیم. به برخی از این علائم که برگرفته از روایات و کلمات بزرگان است اشاره می کنیم.
۱- اهل انصاف نقاط قوت و خوبی های دشمنان و مخالفان خود را هم می بینند.
2- اهل انصاف بین فرزندان و اطرافیان خود بدون دلیل و استحقاق خاص، فرق نمی گذارند.
3- اهل انصاف حق دیگران را هر چند دشمن یا مخالف باشند، ضایع نمی کنند.
4- اهل انصاف بخاطر دوستی و داشتن ارتباط، امتیاز ویژه ای را برای دوستان خود نسبت به دیگران قائل نیستند.
5- اهل انصاف ضعف های خود و دوستان خود را هم می بینند.
6- اهل انصاف هر چه را که برای خود می خواهند، برای دیگران هم می خواهند و آنچه را برای خود ناپسند می دانند، برای دیگران هم نمی پسندند.


5b3ca96649013.jpg

7- اهل انصاف هنگام قضاوت و اظهار نظر، خوبی ها و بدی ها را با هم در نظر می گیرند و نیمه پر لیوان را هم می بینند.
8- اهل انصاف بخاطر یک بدی، صدها خوبی گذشته اطرافیان را فراموش نمی کنند.
9- اهل انصاف اشتباهات خود را می پذیرند و به آنها اقرار می کنند.
10- اهل انصاف بخاطر یک خوبی، بدی های گذشته خود و دوستان خود را فراموش نمی کنند.
11- رضا و خشنودی یا نارضایتی و ناخرسندی موجب نمی شود که اهل انصاف از دایره عدالت خارج شوند.
12- اهل انصاف حرف حق را از زبان هر کس و در هر شرایطی قبول می نمایند؛ خواه گوینده آن فقیر باشد، خواه غنی، کوچک باشد یا بزرگ، دوست باشد یا دشمن.
13- اهل انصاف حرف نادرست را از زبان هر کسی و در هر شرایطی که باشد نمی پذیرند؛ خواه گوینده آن آبرومند و محترم باشد یا نه، کوچک باشد یا بزرگ، دوست باشد یا دشمن.
14- اهل انصاف از حق طرفداری می کنند چه به نفعشان باشد چه به ضررشان.


5b3ca98a7d148.jpg

داستانی زیبا از حضرت علی (ع)
اصبغ بن نباته می گوید: روزی به مسجد کوفه نزد امیرالمومنین (ع) رفتم. در آنجا مردمان فراوانی با برده های سیاه دیدم که می گفتند: ای امیر مومنان! این برده دزدی کرده است. امام به او فرمود: ای غلام، آیا تو دزدی کرده ای؟ گفت: آری! دوباره پرسید: ای غلام تو دزدی کرده ای؟ گفت: آری ای مولای من! پس امام به او فرمود: اگر برای بار سوم چنین بگویی (اعتراف کنی) دست راستت را خواهم برید. آن گاه به او فرمود: ای غلام، آیا تو دزدی کرده ای؟ گفت: آری ای مولای من.
امام با وجودی که او از دوستانش بود به بریدن دست راست او فرمان داد. غلام با دست چپش دست بریده را برداشت و رفت. در میان راه، ابن کوّاه، که از دشمنان حضرت علی (ع) بود او را دید. از او پرسید: دست راستت را چه کسی بریده است؟ غلام که انصافش باعث شده بود از مولایش به علت اجرای حکم الهی ناراحت نشود گفت: دست راست مرا آن کسی برید که موی جلوی سر او ریخته و بدن فربه ای دارد، او که باب معرفت و یقین و ریسمان استوار خدا است و شفاعت کننده روز جزا و گزارنده پنجاه و یک رکعت نماز در شبانه روز، دست راست مرا او برید که پیشوای پرهیزپیشگی و پسرعمّ مصطفی است و برادر خوانده پیامبر برگزیده خدا، شیر بیشه است و باران رحمت بر همگان و مرگ دشمنان و کلید بخشش و احسان و چراغ تاریکی ها است. دست راست مرا امام حق برید و سرور خلق و...
غلام فضائل حضرت امیر را می گفت و در شهر می گشت. اصبغ بن نباته خدمت حضرت رفت و عرض کرد: آقا شما دست فلانی را قطع نمودید؛ اما او در شهر می گردد و با بیانی زیبا مدح و ثنای شما را می گوید! حضرت به امام حسن و امام حسین (ع) فرمودند: بروید و او را بیاورید. غلام را آوردند. حضرت فرمودند: من دست تو را قطع می کنم و تو فضائل مرا می گویی؟ غلام گفت: «یا امیر المومنینَ مَا قَطَعتُها إلّا بِالحَقِّ وَاجِبٍ أَوجَبَهُ اللهَ وَ رَسولُهُ»؛ شما دست مرا به حقی که خدا و رسولش واجب نموده بودند، قطع کردید.
حضرت انگشتان بریده او را به دستش چسبانید و عبای خود را بر روی آن کشیدند. دو رکعت نماز خواندند و دعایی را زیر لب زمزمه نمودند و فرمودند: عبا را بردارید. آن گاه همه دیدند که دست او مانند قبل شده و شفا یافته است. بعد حضرت رو کردند به ابن کوّاه و عبارت مهمی را فرمودند:
«ای ابن کوّاه، نگفته بودم که ما دوستانی داریم که اگر آنها را تکه تکه کنیم جز به محبتشان به ما افزوده نخواهد شد و دشمنانی داریم که اگر با دست خود عسل در دهانشان قرار دهیم، جز به کینه و نفرتشان اضافه نخواهد شد».[1]
اگر این چنین حق را در مورد دوستان خود اجرا و به این زیبایی از اجرا شدن حق در مورد خودمان استقبال نماییم، آن گاه در زمره اهل انصاف قرار می گیریم. در حالی که اگر انسان به دیده انصاف بنگرد، خواهد دید که حب و بغض های او در اظهار نظرها و رفتارش تاثیرگذار است و حداقل در برخی موارد منصفانه برخورد نمی کند.



منبع: عدل پنهان (از سری کتابهای اخلاق اسلامی)

------------------------------------------------------------
پی نوشت:
[1]. محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج34، ص267.

مطالب مرتبط